تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - رنج از کجاست؟
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

رنج از کجاست؟

 

...اگر آدمی هم سایه اش را دوست نداشته باشد و از فروتنی واقعی،شهامت ، ایمان و انضباط و آزادی بی بهره باشد از عشق فردی خرسند نخواهد شد».انسان باید در پی استقلال و آزادی خویش بکوشد تا بتواند به آگاهی برسد و از عشق بهره ای ببرد.فردی که شناخت ندارد نمی تواند ادعا کند که عاشق است و اگر عاشق نباشد خرسند نیست و زجر می کشد.انسان و جامعه انسانی سال های طولانی در تلاش بود تا به آزادی برسد اما اکنون که با این همه هزینه و تلاش به آزادی رسیده است از آن در گریز است و خود را در پناه آنچه که ساخته ذهن خود است قرار می دهد.خداوند به عنوان روح و غایت هستی دیگر در دل ما آدمیان جای ندارد و بت هائی همچون...

رنج از کجاست؟

 

هنگامیکه برای اولین بار با رایک فروم روانکاو و فیلسوف آمریکائی آلمانی تبار آشنا شدم،همراه بود با مطالعه کتاب گریز از آزادی.این کتاب رو تقریباً 3 بار مفصل مطالعه کردم.من یک جوان ایرانی بودم که در حال مطالعه فلسفه اسلامی در دانشگاه بودم.اتفاقات و تجربیات زندگی شخصی من که در زندگی داشتم و محیط اجتماعی ایران با شرایط خاص خودش مرا به شدت به فروم و نظریاتش علاقه مند کرد.پس از مطالعه گریز از آزادی،مشغول به خواندن روانکاوی و دین شدم،کتاب ژرف و عمیقی بود در زمینه دین و تلاشی بود از سوی فروم برای تحلیل روانکاوانه از دین گرائی در انسان.مطالبی که در این کتاب آموختم در مسیر زندگی و تفکراتم تاثیر محسوسی گذاشتند به نحوی که معنای دین و عشق به هم نوع و همچنین ریشه های بسیاری از آسیب ها را در اجتماع از دیدگاه ایشان یافتم.مسر شم برای آشنائی  بیشتر با نظرات این فرد فرهیخته که به نظر بنده فرستاده ای از سوی خدا بود برای انسان افسرده ، ناامید،بدون معنا و درمانده قرن حاضر،انسانی که نمی داند به کجا چنین شتابان در حرکت است.قعر جهنم خود ساخته،انسانی که در هر لحظه دست و پا می زند برای هیچ و پوچ.انسانی که تحت تاثیر فرهنگ و اجتماع خود ساخته است.شاید اگر ندانیم و به همین جهت که در حال حرکت هستیم ادامه دهیم تا پایان نفهمیم که در چه منجلابی هستیم،هنگامی که هم چیز تمام شد چه اهمیتی دارد که کجا بودیم و چه هستیم.کتاب بعدی که از اریک مطالعه کردم و مرا از نو متولد کرد «انسان برای خویشتن»بود.وی در این کتاب که تا حدودی در ادامه کتاب گریز از آزادی می باشد و در تلاش برای این که به انسان امروزی نشان دهد که ریشه بسیاری از رفتارهائی که احساس می کند از اراده و اختیار خویش صادر می کند کجاست و انسان را به وهم خویش آگاه سازد.وی را به طبع خویش و ذات خود آگاه سازد تا نشان دهد که این طبع و ذات آدمی که ریشه تمام رفتارهای اخلاقی می تواند باشد عجب نعمتی از سوی خداوند است که در آدمی به ودیعه گذاشته شده است.قصد ندارم خلاصه هر کتاب را   بنویسم اگر همراهی کنید صرفاًدر این مطلبی که یکباره تصمیم بر نوشتنش گرفتم به دنبال یک جمله هستم و آن این است که بگویم چرا آدمی در این قرن اینقدر زجر می کشد و باز در ظاهر شاد و خوشحال است،آنچنان خرید می کند و مصرف می کند که انگار در بهشت اعلی حضور دارد؟چنان زندگی می کند که گوئی به هر آنچه که می خواسته و بخاطرش پا به دنیا گذاشته است،اکنون رسیده است.ولی فروم معتقد است که اینگونه نیست!

بعد از کتاب انسان برای خویشتن مشتاقانه به سوی کتاب«هنر عشق ورزدن»رفتم و در طول یک شب با حرص و ولع مطالعه اش کردم،احساس کردم گوشه ای از قرآن در این کتاب جای گرفته است،تمام انجیل و تورات!اولین جمله در این کتاب این بود که وی به شخصی که این کتاب را مطالعه می کند توصیه می کند که این کتاب دستورالعملی ساده برای هنر عشق ورزیدن نیست بلکه بر عکس «عشق صرفاً احساسی نیست که هر کس صرف نظر از بلوغ بتواند به آسانی بدان دست یابد و نسبت به فردی در جنس مخالف عشق بورزد بلکه وی در این کتاب در پی آن است که خواننده را متقاعد سازد که تمام کوشش های او برای عشق ورزیدن ، محکوم به شکست است مگر اینکه با جدیت تمام برای تکامل تمامی شخصیت خویش بکوشد،فروم در این کتاب می خواهد اثبات کند که اگر آدمی هم سایه اش را دوست نداشته باشد و از فروتنی واقعی،شهامت ، ایمان و انضباط و آزادی بی بهره باشد از عشق فردی خرسند نخواهد شد».انسان باید در پی استقلال و آزادی خویش بکوشد تا بتواند به آگاهی برسد و از عشق بهره ای ببرد.فردی که شناخت ندارد نمی تواند ادعا کند که عاشق است و اگر عاشق نباشد خرسند نیست و زجر می کشد.انسان و جامعه انسانی سال های طولانی در تلاش بود تا به آزادی برسد اما اکنون که با این همه هزینه و تلاش به آزادی رسیده است از آن در گریز است و خود را در پناه آنچه که ساخته ذهن خود است قرار می دهد.خداوند به عنوان روح و غایت هستی دیگر در دل ما آدمیان جای ندارد و بت هائی همچون پرچم،مرز خاکی،رهبران سیاسی و حزب ها خدایان مایند در کنار پول،قدرت و شهوت.اریک فروم بیان می دارد که چه می شود که انسانهائی فرهیخته و با تمدن همچون جامعه آلمانی در جنگ جهانی دوم تمام شخصیت اجتماعی خویش را فراموش می کند و خود را بی چون و چرا در تسخیر فردی مجنون همچون هیتلر قرار می دهد و نسل بشری را در خطر نابودی می گذارد.وی بیان می دارد که ریشه تمام رنج های درونی بشر که به صورت ناخودآگاه ظهور می کند،عدم آگاهی نسبت به عشق می باشد و نداشتن عشق یعنی اخلاقی نبودن و زجر کشیدن،فرار از آزادی و گریز از خودانگیختگی.وی بیان می دارد که هیتلر تاریخی به تاریخ پیوست و ما باید نگران هیتلر های بالقوه باشیم که به محض وجود شرایط ظهور بالفعل خواهند شد.

What is distraction osteogenesis?
17 مرداد 96 02:56
I was able to find good information from
your blog articles.
sherillkievit.blog.fc2.com
6 تیر 96 20:46
I really like what you guys are up too. This type of clever work and coverage!

Keep up the amazing works guys I've incorporated you guys to my personal blogroll.
manicure
22 فروردین 96 06:41
I blog frequently and I truly appreciate your information. This article has
really peaked my interest. I will take a note of your website and keep checking for new information about
once a week. I opted in for your Feed too.
manicure
22 فروردین 96 00:40
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.

Look advanced to more added agreeable from you! By the way, how could we communicate?
manicure
21 فروردین 96 06:15
Greetings! Very helpful advice in this particular article!
It is the little changes that make the biggest
changes. Thanks for sharing!
manicure
15 فروردین 96 02:15
Have you ever considered about including a little bit more than just your articles?

I mean, what you say is valuable and everything. Nevertheless just imagine if you added some great visuals or videos to give your posts more,
"pop"! Your content is excellent but with pics and clips, this
site could definitely be one of the greatest in its
field. Amazing blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان