تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - پرخاشگری انسان
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پرخاشگری انسان

 

افزایش خشونت و ویرانسازی در مقیاس ملی و جهانی توجه متخصصان و همگان را به یکسان به پژوهش نظری درباره طبیعت و علل پرخاشجوئی معطوف کرده است.این نگرانی عجیب نیست،در زمانی که انسان خود را در قله عقلانیت می بیند و دنیا را زیر سیطره خود می داند ، به ناگاه از سوی همین انسان که هزاران برچسب را برخود چسبانده است،رفتارهائی را مشاهده می کنیم که در جنگل های آمازون از سوی وحشی ترین حیوانات هم مشاهده نمی شود.این دغدغه ای است که روانشناسان و اخلاقیون را برآن داشته است تا با تحقیقاتی علمی و گمانه زنی های فلسفی این رفتاررا تحلیل و درمان سازند.

تعجب آور این واقعیت است که این شیفتگی به تازگی پیش آمده است و سابقه تاریخی ندارد،به ویژه از زمانی که پژوهشگری رشید چون فروید،به هنگام بازبینی نظریه پیشین خود که به گِرد سائقه های جنسی تمرکز یافته بود ، در همان دهه های 1925م/1310ش، هم نظریه ی تازه ای تدوین کرد که در آن شور نابود ساختن که همان «غریزه مرگ» است با شور دوست داشتن که همان«غریزه زندگی و یا تمایل جنسی است» قدرتی برابریافت.

نکته قابل ملاحظه این است که باید این غریزه را علاوه بر حس جنگ طلبی و لذت بردن از خونریزی و کشتن هم نوعان صرفاً برای لذت و قدرتِ بیشتر، برابر بدانیم با شیوه های دیگری در بروز این خوی شیطانی همانند نگرشی که در برخی افراد نسبت به غریزه جنسی وجود دارد و در رفتارهای خشونت آمیز با همسر و در شکل سادیستی دیگری به صورت تجاوز به جنس موافق همراه با ضرب و جرح و پرخاشگری.اما باید توجه داشت که بعد از خشونت ویرانگری که در اوایل قرن بیست جهان را فرا گرفت به استثناء جوامع بدوی آفریقا و کشورهای دارای تمدن انسانی و نه صرفاً صنعتی همانند سوئیس،در ادامه این ویرانگری تا حدودی حالتی تعادلی به خود گرفت و شاید یک دلیل این باشد که در این زمینه کتابهائی نوشته شد همانند کتاب پر مغز ((کنراد لورنز به نام درباره پرخاشجوئی به سال 1966)).لورنز به عنوان یک متخصص در زمینه شناخت رفتار حیوانی به موردی پرداخت که شاید کمتر در آن تخصص داشت و آن شناخت رفتار انسان بود.رابرت آردری مؤلف دیگری بود که در نمایش نامه نویسی تبحر داشت و در کتب خویش در زمینه پرخاشجوئی در پی اثبات این خصیصه در انسان بود.در پی کتاب های آردری (پیدایش آفریقایان به سال 1961 و فرمان سرزمین به سال 1967)نوشته های دیگر پژوهندگان رفتار جانوری فرا رسید؛میمون برهنه نوشته دزموند موریس در سال 1967،و درباره عشق و نفرت اثر ایبل ایبسفلدت در سال 1972.همه این کتاب ها اساساً در بردارنده اصلی واحدند:رفتار پرخاشجویانه انسان آن گونه که در جنگ ، جنایت ،نزاع های شخصی و همه انواع رفتارهای ویرانساز و سادیستس به نمایش در می آید،به سبب غریزه فطری و از لحاظ تکاملِ نوعی،برنامه ریزی شده است، که درصدد آزاد شدن بوده و مترصد است موقعیت مناسبی برای بروز بیابد.

شاید موفقیت زیاد غریزه گرائی نوین لورنز نه بخاطر قدرت استدلالهایش باشد بلکه بیشتر از این روست که انسانهای قرن حاضر بسیار آماده شنیدن این نظریات می باشند،چرا که برای آدم هائی که ترس دارند و برای تغییر جریانی که به ویرانی می انجامد احساس ناتوانی می کنند، در این شرایط چه چیزی خوشایند تر از نظریه ای می تواند باشد که به ما اطمینان دهد خشونت از سرشت حیوانی ما ، از سائقه ای غیر قابل کنترل برای پرخاشجوئی سرچشمه می گیرد؟این نظریه پرخاشجوئی فطری به سادگی به صورت یک ایدئولوژی  و برای فرو نشاندن ترس از آنچه روی می دهد در می آید تا برای احساس ناتوانی دلیل تراشی کند.و از لحاظ انسانی و اخلاقی شاید دلیل فاجعه آمیز تر بر این که این نظریه غریزه باور بر مطالعه ی جدی علت های ویرانساز ترجیح داده می شود این باشد که چنان پژوهش هائی خواستار این هستند که اصول پایه ای ایدئولوژی رایج در نظام سیاسی_اجتماعی مورد چون و چرا قرار گیرد؛به تحلیل غیر منطقی بودن نظام اجتماعی خویش و در هم شکستن محرماتی که در پس کلمه های والائی چوندفاع،شرافت،ومیهن پرستیپنهان است راهبر شود.هیچ چیزی بیشتر از تحلیلی در ژرفای نظام اجتماعی ما نمی تواند دلایل افزایش ویران سازی را آشکار سازد و یا راهها و وسایلی برای کاهش آن ارائه دهد.و در واقع نظریه ی غریزه باور بران است تا ما را از ارائه چنین تحلیلی آسوده سازد و این نظریه حاکی از آن است که اگر قرار است همه ما نابود شویم دست کم می توان با این اعتقاد از بین رفت که سرشت ما چنین ،سرنوشتی را بر ما تحمیل کرده است.

اما آنچه که ما باید بدانیم این است که ویرانگری و شقاوت به شکل بسیار پیچیده ای هم اکنون در منش بیشتر ما انسانها وارد شده است و حیات آدمی را به خطر انداخته است و ایدئولوژی های حاکم هم برای فرار از تغییر در ارزش های غلط خود شکل و سوی ظاهری بدان می دهند.نکته پایانی این است که ما بر اساس نظر اریک فروم می بایست بین دو نوع پرخاشجوئی تفاوت قایل شویم ؛نخست آن را که با همه جانوران سهیم هستیم و از لحاظ تکامل نوعی برنامه ریزی شده برای حمله یا گریز به هنگامی که علاقه های حیاتی تهدید می شود.این پرخاشجوئی دفاعی و خوش خیم در خدمت حفظ بقاء فرد و نوع می باشد و از لحاظ زیستی سازشی است و هنگامیکه خطر از هستی باز ایستد متوقف می شود.نوع دیگر پرخاشجوئی بد خیم یعنی از لحاظ تکامل نوعی برنامه ریزی نشده است و از لحاظ زیستی سازشی نیست،هیچ هدفی جز ارضای شهوانی ندارد،بیماری روانی می باشد که سرچشمه آن منش ویرانگر وسادیستی افراد است که به شکل های گوناگون بروز می کند.و اگر ما به دنبال جامعه اخلاقی آرمانی هستیم در گام نخست نظام های سیاسی باید این اجازه را به روانشناسان اجتماعی بدهند که با آرامش خاطر آسیب ها و پایه های این فاجعه را بررسی کرده و ره چاره را پیش پای انسان قرار دهند.

حسین شعبانی

choc
16 اردیبهشت 97 19:55
These are actually fantastic ideas in regarding blogging. You
have touched some good factors here. Any way keep up wrinting.
Foot Problems
17 مرداد 96 17:50
If some one needs expert view regarding blogging and site-building after that i advise him/her
to pay a visit this website, Keep up the pleasant work.
antonettepinnock.wordpress.com
1 خرداد 96 16:53
If you are going for finest contents like I do, only pay a
quick visit this web site everyday for the reason that it
presents feature contents, thanks
manicure
22 فروردین 96 04:10
What a data of un-ambiguity and preserveness of valuable know-how regarding unpredicted feelings.
manicure
21 فروردین 96 23:10
I think the admin of this website is really working hard for his web site,
as here every data is quality based data.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان