تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - تمدن نوین
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تمدن نوین

 

 

تمدن نوین ماحصل و آن چیزی است که از تجربه حیات بشری بر روی این کره ی خاکی بوجود آمده است. باستانشناسی تفکر و تبار شناسی تمدن کهن و مطالعه تاریخ و اسطوره های ارزشی سازنده تاریخ عواملی است که می تواند ما را بدین مرحله از بلوغ در میان جوامع مدرن برساند که بدین خود باوری دست یابیم که ما مصرف گرای محض نیستیم. اما جامعه ما این را نمی پذیرد که میان مدرنیته و ابتذال خط مرزی وجود دارد و به قولی خشک و تر را با هم می سوزاند. بازگشت به شیوه های قدیمی و منسوخ از خودگذشتگی و صورتهای منسوخ مراقبه و مکاشفه و فنون خلسه را رواجی دوباره داده است.در حالیکه اینها در حکم زباله های زاید جوامع پیشرفته است که ما آن را به تن می کنیم.

تمدن نوین

تنزل از شکاکیت به ساده لوحی خوش خیالانه باعث از بین رفتن روحیه ی نقادانه و  فراموشی سنت بزرگ روشنگری می شود.

خرد گریزی و سرازیر شدن به سمت مذهبی خرافی که چیزی فرا الهی است و صرفا اینکه بخواهیم مذهب را تبدیل به فال قهوه کنیم نه تنهاد ما را از خود باوری دور می سازد بلکه نوعی خرد گریزی در افراد ایجاد می کند. پیامد دیگری که این نوع دین پروری دارد تنزیل دین به خرافات است.

اتین باریلیه چنین می گوید:

((این به اصطلاح تجدید حیات مذهب در اصل تجدید حیات خرافات است.انسان قرون جدید در عمق وجود خویش می ترسد.او بی آنکه به روی خود بیاورد در مناطق مغناطیسی مناسب بنا می کند و مواظب است بسترش را جایی بگذارد که امواج منفی را پس زند. در نوجوانی به حلول روح علاقه مند است و فعالانه سعی دارد اشباح خبیس و شیاطین را دور کند یا آنها را رام خود کند و در بزرگسالی سعی دارد تمام اینها را انکار کند و به تمام فرقه ها با چشمی سخره آمیز نگاه کند.))و این را برای خود روشنفکری می داند. مشکل اساسی در ریشه تفکر مدرنی است که برای خود ساخته ایم تعریف مدرنیته بدون هیچ مرز و حدودی و صرف این که ما هم مدرن هستیم پس باید بی هیچ تفکر به طور مقلدانه از غربیان تقلید کنیم فقط ما را عقب مانده تر و آنها را پیشرفته تر می کند مصرفگرایی ما فقط صنعت غرب را برای تسلط بیشتر بر ما تقویت می کند.

درک نکردن تمایز میان آزادی و بی بند و باری و روشنفکری و ادای روشنفکری را در آوردن فقط ما را عقب مانده تر می کند.

تجربه ی حاصل چندین قرن حیات به نسخ و تقبل بسیاری از مفاهیم می پردازد بدون در نظر گرفتن مذهبی یا غیر مذهبی بودن آن و شاید بتوان گفت تا حدی بی طرفانه به بررسی دوباره مفاهیم می پردازد.

تمدن نو درباره ی دین بیشتر از یک سلسله تعمیمات مفاهیم غیر قابل درک به مسایل فرا انسانی خرافی سخن می گوید تا ستایش آن و این یعنی ذم و نکوهش علنی دین بعد از این همه کتاب و پیامبر.

از این رو دین خواسته یا ناخواسته وارد حریم تازه ای شده است.تعریف نوین دین به خرافات بزرگترین پیامدی است که مسبب آن عدم تعریف درست دین است. 

چراکه آن مفاهیم غیر قابل درک دیروز ،امروز درک شده اند؛چرخش گیتی روزی فاعلی را می طلبید اما در دنیای امروز فاعل آن قایم به ذات آن است به عبارتی خود فاعل خویش استپس به فاعل و گرداننده ای ندارد. روزی در جستجوی ساحران بودیم  تا شیاطین را از بیماران دور کنندو تب او قطع شود اما امروز دکتر ها در نقش آن ساحران دیروز هستند.

با مشخص شدن علل نامعلوم ، معلولها دیگر موجودات فرا طبیعی و ماورایی نه ارزشی دارند و نه کسی در این قرون بدانها معتقد است.

اما به راستی مذهب چنین نقشی دارد؟

مطمئنا اگر حدود و مرزی بین دین و خرافات قایل نشویم چنین خواهد بود.

دینگرایی افراطی با مذهب خرافی تفاوتی چندان ندارد.(خیر الامور اوسطها)

برنامه سازی دینی،به صورت مدرن مطمئنا از کنار گذاشته شدن اسلام جلوگیری می کند چراکه نه تنها اسلام با پیشرفت مخالف نیست بلکه توافق خود را از آغاز نشان داده است.

اما چرا الان اینطور نمی نماید؟

دین زدگی گناه بزرگی است که بر گردن حکومت اسلامی در دنیای امروز قرار دارد.چراکه مردم همه به یک شکل فکر نمی کنند.  جامعه ی متمدن  باید بتواند  تمام مردم را با تمام نیازهای شان بپذیرد و خواسته هایشان را تامین نماید نه صرفا قشری را که  حکومت را مشروع می داند.

اما مسئله مهم دیگری وجود دارد و آن این است که  نباید افراد معترض به عملکرد حکومت را با  افرادی که تنها قصد جلوگیری از پیشرفت جامعه را دارند و به اصطلاح مرتجعین هستند را  یکسان دانست.

حال این مسئله مطرح است که اگر مرتجعین طرفداران حکومت باشند چه باید کرد؟

اگر ما تعریفی کامل و جامع از  جامعه متمدن خود داشته باشیم طبعا چنین تعریفی هم خواهیم داشت که  افراد مرتجع موانع محسوب می شوند و حتی اگر طرفدار و حافظ قدرت نیز باشند باز هم برای جامعه مضر بوده و باید کنار گذارده شوند و جامعه مدرن بدانها نیازی ندارند و حتی می توانیم با فرهنگ سازی درست به تربیت نسل آینده مردم بپردازیم  که افراد مرتجع و به اصطلاح موانع جامعه  را به حداقل یا حتی از بین ببریم. (از بین ببریم  به این معنا که تغییر  در ذهنیاتشان ایجاد کنیم نه  اینکه صرفا نابودشان کنیم.)

فرشاد نوروزی

How much does it cost to lengthen your legs?
14 مرداد 96 10:06
Touche. Solid arguments. Keep up the great spirit.
foot pain big toe joint
13 تیر 96 13:09
Hello i am kavin, its my first time to commenting anywhere,
when i read this piece of writing i thought i could
also create comment due to this brilliant article.
plaza.rakuten.co.jp
2 خرداد 96 03:23
It's difficult to find knowledgeable people on this topic, however, you seem like you know what you're talking about!
Thanks
Franklyn
25 اردیبهشت 96 19:09
What a stuff of un-ambiguity and preserveness of precious experience on the topic of unexpected emotions.
BHW
24 فروردین 96 03:04
Oh my goodness! Incredible article dude! Many thanks, However I am
going through difficulties with your RSS. I don't understand why I am unable to
subscribe to it. Is there anybody else having similar RSS issues?
Anyone that knows the answer will you kindly respond? Thanx!!
manicure
21 فروردین 96 12:30
When I initially commented I clicked the "Notify me when new comments are added" checkbox
and now each time a comment is added I get several emails with
the same comment. Is there any way you can remove me
from that service? Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان