تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - معنویت و محبت چكیده همه ادیان است
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

معنویت و محبت چكیده همه ادیان است

مصطفی ملکیان

معنویت نحوه‏اى از مواجهه با جهان هستى است كه فرآورده‏اش این است كه حالتهاى نفسانى نامطلوبى مانند غم و اندوه، ناامیدى، دلهره و اضطراب، احساس سرگشتگى و سردرگمى، احساس بى‏معنایى و بى‏هدفى و... تا آنجا كه امكان‏پذیر است در انسان پدید نمى‏آید و یا اگر پدید آمده، ناپدید خواهد شد. این نحوه مواجهه موجب رضایت‏باطن مى‏شود. فراورده معنویت همین رضایت‏باطن است، كه البته این سازگار است‏با اینكه زندگى آدمى منحصر به دنیا باشد یا زندگى پس از دنیا هم به نظر شخص وجود داشته باشد. اگرچه تا آنجا كه من مى‏دانم، معنویان جهان، عموما به زندگى پس از مرگ، با صور مختلف جاودانگى، معتقدند.

معنویت و محبت چكیده همه ادیان است

مصطفى ملكیان

چكیده: معنویت، نحوه مواجهه انسان با هستى است كه رضایت‏باطن را به دنبال دارد و گوهر اصلى دین است. سه مرتبه معنویت عبارت‏اند از عدل و احسان و محبت. انسانهاى معنوى ویژگى‏هایى دارند كه در راس آنها «خود دوستى‏» قرار دارد.

مراد ما از دین نظام اندیشگى است كه اولا، از جهان هستى و موضع انسان نسبت‏به جهان هستى تفسیرى ارائه مى‏دهد، ثانیا، براساس این تفسیر شیوه زندگى خاصى را توصیه مى‏كند و ثالثا، آن تفسیر و این توصیه را در قالب یك سلسله مناسك و شعائر به صورت رمزى و نمادین جلوه‏گر مى‏كند. عبادت، مانند حج، روزه، نماز و... صورت رمزى و نمادین تفسیرى است كه دین از جهان هستى و موضع انسان در آن ارائه كرده است.

معنویت نحوه‏اى از مواجهه با جهان هستى است كه فرآورده‏اش این است كه حالتهاى نفسانى نامطلوبى مانند غم و اندوه، ناامیدى، دلهره و اضطراب، احساس سرگشتگى و سردرگمى، احساس بى‏معنایى و بى‏هدفى و... تا آنجا كه امكان‏پذیر است در انسان پدید نمى‏آید و یا اگر پدید آمده، ناپدید خواهد شد. این نحوه مواجهه موجب رضایت‏باطن مى‏شود. فراورده معنویت همین رضایت‏باطن است، كه البته این سازگار است‏با اینكه زندگى آدمى منحصر به دنیا باشد یا زندگى پس از دنیا هم به نظر شخص وجود داشته باشد. اگرچه تا آنجا كه من مى‏دانم، معنویان جهان، عموما به زندگى پس از مرگ، با صور مختلف جاودانگى، معتقدند; یعنى به لحاظ نظرى امكان دارد كه كسى معنوى باشد و در عین حال به یكى از ادیان تاریخى جهان متدین نباشد، اما انصاف این است كه در طول تاریخ اكثر كسانى كه معنوى بوده‏اند، تعلق خاطر به یكى از ادیان نهادینه و تاریخى هم داشته‏اند. البته معنویت هسته دین است، نه پوسته آن و از این حیث مى‏توان گفت كه امكان رسیدن به هسته براى همه كسانى كه فقط تعلق شناسنامه‏اى به دین دارند نبوده و همه آنها به این حالت نرسیده‏اند و به نظر من نمى‏توانند رسید; یعنى پدیدآمدن مدینه فاضله را ممكن نمى‏دانم، هرچند مطلوب است و هر انسان حق‏طلبى دوست دارد چنین جامعه‏اى پدید آید، اما خواست ما با آنچه پدید مى‏آید، متفاوت است.

اما مى‏توان این سؤال را مطرح كرد كه اگر كسانى در جامعه معنوى باشند، طرز معیشت آنها چه تفاوتى با دیگران دارد؟ به نظر من انسان معنوى در مناسبات اجتماعى‏اش بر اساس سه اصل عدالت، احسان و محبت رفتار مى‏كند. در مدارج پایین‏تر معنویت، انسان با دیگران بر اساس عدالت رفتار مى‏كند، وقتى مدارج معنوى انسان بالا رفت، كارش به احسان منجر مى‏شود و در مرحله سوم به محبت مى‏رسد. عدالت‏یعنى استیفاى حق خود به تمامه و تجاوز نكردن به حق دیگران. احسان یعنى صرف نظر كردن از بخشى از حق خود و اینكه اجازه دهیم این حق به دیگران معطوف شود. محبت نیز یعنى همان عدالت‏یا احسان ورزیدن، به شرط آن كه با محبت همراه شوند. عدالت و احسان دو امر آبجكتیو (عینى) هستند و در رفتار بیرونى جلوه‏گر مى‏شوند، اما محبت‏یك امر كاملا سابجكتیو (انفسى) است; یعنى یك حالت درونى است.

انسان معنوى در نسبت‏با خودش هم با سایر انسانها تفاوت دارد. وى در عین اینكه خودش را برتر از دیگران نمى‏داند، اما خودش را شدیدا دوست دارد. این نوعى «خوددوستى معنوى‏» است. انسانهاى معنوى براى خودشان بى‏نهایت ارزش قائل‏اند و به همین دلیل همیشه مراقب‏اند كه به گونه‏اى زندگى نكنند كه این «خود» گرانبهایى كه در اختیارشان است، ذره‏اى ضربه ببیند. آنها به دلیل همین خوددوستى سعى دارند همیشه خود را ارتقا دهند و به وضع مطلوب‏ترى برسانند. به همین دلیل هیچ‏گاه از سیر و سلوك درونى خالى نیستند. ویژگى دیگر انسان معنوى این است كه درد و رنج‏هایى كه در بیرون وجود دارد یا اصلا برایش درد و رنج نیست و یا قابل تحمل است; زیرا كه معنا و آرمان خاصى براى زندگى‏اش دارد و هرگاه احساس كند درد و رنجى او را زودتر به آرمانش مى‏رساند، آن را تحمل مى‏كند. ویژگى دیگر انسان معنوى این است كه تنها خود را مسؤول سرنوشت‏خود مى‏داند و هرگونه بهانه‏جویى را كنار مى‏گذارد، برخلاف انسان عادى كه همه تقصیرها را به گردن دیگران مى‏اندازد. ویژگى دیگر او این است كه دستخوش خودبزرگ‏بینى نامعقول نیست و فكر نمى‏كند كه قطب دایره امكان است و همه چیز بر مدار او مى‏چرخد. او مى‏گوید: من براى جهان هیچم، اما براى خودم همه چیز. دیگر اینكه انسان معنوى كمترین مصرف و بیشترین تولید را در جهان پیرامون خود دارد.

به نظر من بزرگ‏ترین كارى كه ما مى‏توانیم در حال حاضر براى خود و جامعه‏مان بكنیم، این است كه پروژه عقلانیت و معنویت را به طور همزمان پیش ببریم; چرا كه در طول تاریخ جوامعى كه معنویت را به قیمت عقلانیت از دست داده‏اند یا بر عكس، نتوانسته‏اند به آن مناسبات انسانى سالم و رضایت‏باطن برسند.

اگر همه پیروان ادیان جهان با صداقت‏به دین خود ملتزم شوند، بى‏شك به یك جا مى‏رسند; زیرا هر یك از ادیان به منزله راهى است كه از یك سوى كوه به قله آن منتهى مى‏شود و همه به یك قله مى‏رسند.

اشاره

1. اگر همه، یا اكثر قریب به اتفاق معنویان جهان در طول تاریخ متدین بوده‏اند، آیا این نظر تقویت نمى‏شود كه معنویت را باید در دین جست و راه حصول آن همان چیزى است كه ادیان نهادینه شده معرفى مى‏كنند؟ به نظر مى‏رسد چنین باشد.

2. پدید آمدن مدینه فاضله از منظر تمام یا اكثر ادیان نهادینه شده جهان امرى ممكن و مطلوب است. تقریبا همه ادیان جهان دورانى را در انتهاى جهان ترسیم مى‏كنند كه در آن انسانها به معنویتى بالا دست مى‏یابند. معناى مدینه فاضله، البته این نیست كه وضعى پدید آید كه هیچ بى‏عدالتى و ظلمى و هیچ تخلفى از قوانین اخلاقى تحقق نیابد. بلكه مدینه فاضله وضعیتى است كه در آن فضلیت غالب و حاكم باشد و اكثر انسانها به خوبى‏ها و عدالت رفتار كنند و فضاى حاكم و غالب بر جوامع انسانى فضاى عدل و احسان و محبت‏باشد. چنین مدینه فاضله‏اى، دست‏كم در نظر متدینان به ادیان بزرگ جهان هم مطلوب است و هم ممكن.

3. كسى مى‏تواند ادعا كند كه «اگر همه پیروان ادیان جهان با صداقت‏به دین خود ملتزم شوند، بى‏شك به یك جا مى‏رسند» كه یا غایت همه ادیان را امرى انفسى، (subjective) بداند و یا بر بام هستى نشسته باشد و راهیابى همه ادیان موجود (اعم از محرف و غیرمحرف) را به قله‏اى واحد از آن بالا دیده باشد. اگر كسى معتقد باشد كه غایت همه ادیان امرى انفسى مانند تحصیل صداقت اخلاقى یا ایثار و از خودگذشتگى و مانند آن است، در این صورت مى‏تواند ادعا كند كه همه ادیان را تجربه كرده و دیده است كه همه آنها مى‏توانند چنین اوصاف و ویژگى‏هایى را در پیروان خودشان به وجود آورند. البته پذیرش این ادعا مقوله دیگرى است كه براى آن باید ادله را بررسى كرد. اما اگر غایت ادیان یك امر عینى، (objective) متافیزیك مانند قرب الى الله، یا رسیدن به نیروانا و... باشد، چگونه مى‏توان ادعا كرد كه همه ادیان راه‏هایى هستند كه به یك قله واحد منتهى مى‏شوند؟ براى چنین ادعایى باید قدرت پركشیدن به بام هستى را داشت و از آنجا به پایین نظر انداخت. آیا این كار از ما انسان‏هاى عادى ساخته است؟

How do you prevent Achilles tendonitis?
16 مرداد 96 12:46
I am not sure where you're getting your info, but good topic.
I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for magnificent information I was looking for this information for my
mission.
How much does it cost for leg lengthening?
15 مرداد 96 02:37
I've learn several just right stuff here. Certainly price bookmarking for
revisiting. I wonder how so much effort you put to create such
a magnificent informative website.
http://plaza.rakuten.co.jp
7 مرداد 96 13:48
Hello, i believe that i noticed you visited my
blog so i came to return the prefer?.I'm trying to to
find things to enhance my website!I guess its good enough to make use of a few of your ideas!!
manicure
22 فروردین 96 16:18
Amazing! Its truly awesome post, I have got much clear
idea regarding from this post.
20 فروردین 91 00:15
باسلام لطفا مطالبی در مورد فلسفه صداقت بنویسید






 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان