تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - اسلام و ناسیونالیسم
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اسلام و ناسیونالیسم

این نوشتار به تأثیر اندیشه هاى اسلامى در شكل گیرى ملیّت و هویت ملى خاص، توسط مردمى كه متأثر از آن اندیشه ها هستند اشاره دارد. در واقع، این اندیشه ها موجب مى گردد كه حتى اگر درون یك مرز جغرافیایى، سیاسى و فرهنگى، اقلیّتى مسلمان وجود داشته باشد، با هویت ملى خاصى كه احساس مى كنند، تمایز خود را حفظ كنند و به فرهنگ مسلّط آن جامعه جذب نگردند و حتى در پى تشكیل دولتى مستقل برآیند. مقوّم اساسى این نوع احساس هویت ملى و ناسیونالیسم، قومیت، نژاد، سرزمین و مانند آن نیست، بلكه اندیشه هاى اسلامى مبتنى بر عقیده «برترى امّت مسلمان بر سایر مردم» و عقیده «اهمیت ایجاد اجتماع اسلامى» تشكیل دهنده محور احساس مذكور است.

اسلام و ناسیونالیسم *

فرانسیس رابینسون

ترجمه سید احمد هاشمى

اشاره

همان گونه كه از مجموع مطالب نویسنده به دست مى آید، این نوشتار به تأثیر اندیشه هاى اسلامى در شكل گیرى ملیّت و هویت ملى خاص، توسط مردمى كه متأثر از آن اندیشه ها هستند اشاره دارد. در واقع، این اندیشه ها موجب مى گردد كه حتى اگر درون یك مرز جغرافیایى، سیاسى و فرهنگى، اقلیّتى مسلمان وجود داشته باشد، با هویت ملى خاصى كه احساس مى كنند، تمایز خود را حفظ كنند و به فرهنگ مسلّط آن جامعه جذب نگردند و حتى در پى تشكیل دولتى مستقل برآیند. مقوّم اساسى این نوع احساس هویت ملى و ناسیونالیسم، قومیت، نژاد، سرزمین و مانند آن نیست، بلكه اندیشه هاى اسلامى مبتنى بر عقیده «برترى امّت مسلمان بر سایر مردم» و عقیده «اهمیت ایجاد اجتماع اسلامى» تشكیل دهنده محور احساس مذكور است.

نویسنده، براى تبیین این مطلب، شواهدى از مسلمانان ایالات مسلمان نشین هند، موپلاهاى هند جنوبى، مسلمانان فیلیپین، چین و مالزى ذكر مى كند.

به نظر مى رسد در میان مسلمانان گرایشى به سازمان دهى سیاست براساس اعتقاداتشان وجود دارد. هر جا مسلمانان تفوق واكثریت جمعیتى دارند، سازمان هایى در قالب احزاب سیاسى شكل مى گیرد; همانند «اخوّت اسلامى» مصر یا «جماعت اسلامى» پاكستان. هدف آن ها این است كه مطمئن شوند دولت در حدّ امكان، در امتداد آنچه به نظر آن ها به عنوان خطوط اسلامى مى باشد، حركت مى كند.

هر جا مسلمانان اقلیّتى را تشكیل دهند، غالباً تقاضایى ظهور مى كند مبنى بر این كه مسلمانان باید به عنوان یك جماعت سیاسى مستقل یا به عنوان یك دولت ملى مستقل یا به عنوان یك دولت در درون دولت دیگر سازمان دهى شوند. یك نمونه از جدایى طلبى مسلمانان در مورد مسلمانان ایالات متحده هند است كه براى ایجاد پاكستان تلاش كرده و توجه عالمانه اى را به خصوص نسبت به سایر نمونه ها به خود جذب كرده اند.

پاول براس ( Paul Brass ) دركتاب خود با عنوان زبان، مذهب و سیاست در هند شمالى 1 ، پدیده مزبور را این گونه توضیح مى دهد: تفاوت هاى عینى بین مسلمانان وهندوها بسیار كم است و این تفاوت ها در جنبش هاى احیاگرانه آن ها آن قدر زیاد نیست كه جدایى آن ها را اجتناب ناپذیر كند. پدیده عمده و تعیین كننده عبارت از فرایند نماد گزینى است و نیز این واقعیت كه نخبگان مسلمان به جاى برگزیدن نمادهاى مشترك، نمادهاى مجزا و مستقلى بر مى گزینند. براس مى نویسد: رهبران مسلمان هند شمالى در اواخر قرن نوزدهم، قایل به سرنوشت مشتركى با هندوها نبودند; زیرا آن ها خودشان را درمعرض خطر از دست دادن امتیازشان به عنوان یك اجتماع غالب مى دیدند... از این رو، بر یك احساس خاصى از تاریخ تأكید داشتند كه قابل سازش با آرمان هاى هندو و اسطوره سقوط مسلمانان به سوى قهقرا نبود.

براساس گفته هاى براس، اگر مسلمانان سیاست را براساس ایمانشان سازماندهى مى كنند، بدین دلیل است كه نخبگان مسلمان چنین مى پندارند كه این مؤثرترین راه نگه دارى یا به دست آوردن قدرت سیاسى است. ... آرمان هایى ملازم با ایجاد و استمرار «بهترین ملیتى كه براى بشریت پدید آمده»، كه برگرفته از احادیث اسلامى است، پیوسته بسیارى از مسلمانان هند شمالى را به تلاش براى تحقق اجتماع سیاسى ـ مذهبى آرمانى وادار كرده است، این اندیشه ها عبارت است از این كه مسلمانان بخشى از یك اجتماع را تشكیل مى دهند، قوانین اجتماع از سوى خداست، وظیفه فرمان رواست كه آن قوانین را به اجرا گذارد، او باید قدرت لازم را براى چنین كارى داشته باشد، همه مسلمانان برادرند، و این كه آن ها متمایز و برتر از غیر مسلمانان اند. علاوه بر این، به عنوان اقلیتى در میان بت پرستان، علایق دایمى نیز براى ترسیم تمایزاتى قاطع بین بت پرستان و خودشان و براى تضمین این كه اسلام ملازم قدرت است وجود دارد.

قابل درك است كه این ها علایقى بوده كه همراه با سقوط قدرت مغول و پدید آمدن دولت جدید در دست غیر مسلمانان، به شدت رشد كرده است. عمل آنان در میان علما كه توجیه اصلى وجودشان، تلاش براى ایجاد اجتماع شرعى است و براى كسانى كه باید از اندیشه هاشان به عنوان نیروى محرّك به طور دائم جریان یابد، آشكار است. حتى هنگامى كه نفوذ این آرمان ها اعضایى از جامعه علماى هندى را به سوى مسیرهاى سیاسى متضادى در قرن نوزدهم سوق داد، درعین حال، تردیدى در نیروى تجزیه طلبانه آنان وجود نداشت. اگر آن دسته از علمایى كه از انجمن ( The League ) حمایت كردند، ایجاد دولت اسلامى را تنها راه حمایت شریعت در زمانى مى دیدند كه بریتانیا هند را از تحت سلطه خود رها كرد، ولى دسته دیگرى از علما كه از كنگره حمایت كردند، آینده اسلامى را در هندى تصور مى كردند كه چندان تجزیه شده و مستقل نباشد و در آن، احساس هویت اسلامى همواره با احساسى از ملیّت هندى به طور شدید رقابت خواهد داشت.

اما در مورد نخبگان كثرت گرا (سكولار) و یا در حال كثرت گرا شدن، نفوذ این آرمان ها همچنان قوى است، اگر چه كمتر به طور مستقیم بوده و ارزیابى آن دشوارتر است. این نخبه هاى كثرت اندیش حتى بدون دلایل مذهبى قوى ـ كه نمى توان گفت آن هایى كه از علما نیستند، بنابراین مسلمانان متعهد نمى باشند ـ همچنان تحت نفوذ مفروضاتى در مورد جهان قرار داشته و كمك كرده اند تا آنچه از نظر عاطفى رضایت بخش ترین فرجام تصور مى شده است تحقق یابد.

اگر این فهم و تحلیل از نفوذ شكل دهنده آرمان هاى اجتماع اسلامى بر رفتار سیاسى مسلمانان درست باشد، باید بر روى بخش وسیع ترى به مراتب فراتر از مسلمانان ایالت هاى مسلمان نشین هند 2 صادق باشد و عملاً نیز همین طور است. به عنوان نمونه، موپلاهاى هند جنوبى 3 براى هشت قرن نشان داده اند كه مى توان به عنوان یك جماعت مسلمان تحت حكومت غیر مسلمانان باقى ماند. آنان با تمرین هاى انتحارى جهادى، تمایز بین جماعت مسلمانان و هندوها ومسیحیانى را كه در اطراف آنها زندگى مى كنند، نشان داده اند. در سال هاى اخیر، آنان یك احساس نیرومندى از عصبیت همبستگى را با مسلمانان دیگر جاهاى شبه قاره ظاهر ساخته اند. در حالى كه گرایش هاى تجزیه طلبانه اساسى در چشم انداز آنان در ترجیح شدید آن ها نسبت به عمل كردشان به صورت سیاسى در خلال یك حزب تماماً مسلمان آشكار مى شود; حزبى كه تقاضایش براى تأسیس یك منطقه از مال پوریم ( MallaPuram ) كه تحت سلطه موپلاهاى كرالا ( Moplahs of Kerala ) باشد، در سال 1969 تحقق یافت. گفته شده كه این دستاورد یك نیاز روان شناختى مهم را برآورده كرده است; بدین معنا كه در محدوده آن چه ممكن بود، بعضى از موپلاهاى كرالا در نهایت، موفق شدند كه اسلام را با قدرت درهم آمیزند. ما به مقداركافى درمورد موپلاها شناخت داریم كه با اطمینان، شیوه اى راكه بینش آن ها به وسیله اسلام نسبت به جهان شكل گرفته است و این كه چگونه این بینش را كه بر سیاست آن ها تأثیر گذاشته درك نماییم. ولى ما هنوز به قدر كافى در مورد مسلمانان دكنى، كه از مجلس اتحاد مسلمانان 4 و تقاضاى آن براى تأسیس یك دولت مسلمان مستقل در منطقه آندراپرادش ( Andhra Pradesh )حمایت مى كنند یا لابیایى هاى تامیل ندو ( Labbais of Tamil Nadu )كه به شدت با جنبش نهضت براى ایجاد پاكستان مشخص مى شوند یا در مورد مسلمانان، ماهارش ترین ( Maharash Trian ) كه در سال هاى اخیر به تعداد فزاینده اى به مجلس مسلمانان راه یافته اند، شناخت كافى نداریم. ولى به نظر مى آید كه آرمان جماعت اسلامى شكل گرفته و فهمشان را از این كه كدام عمل سیاسى رضایت بخش، مطلوب و مشروع است شكل مى دهد.

با ملاحظه اقلّیت هاى مسلمان در آسیا ـ به صورت كلى تر ـ مى توان گفت كه یك رابطه متناظر بین آرمان هایى كه با ایجاد و استمرار جماعت اسلامى مرتبط است در تجزیه طلبى سیاسى آشكار مى گردد.

در فیلیپین، پیوندهاى نزدیكى بین احیاى مجدد اسلام پس از زمان جنگ جهانى دوم با پیامدى از آگاهى مذهبى عمیق و رشد اعمال مذهبى خالص، حق طلبانه و نهضت فیلیپینى هاى مسلمان 5 براى تشكیل یك دولت اسلامى مستقل ترسیم شده است.

در چین، براى قرن ها، تعداد عظیمى از مسلمانان در مقابل جذب فرهنگ مسلّط مقاومت كرده اند. مسلمانان احساس برترى و تمایزشان را حفظ كرده اند; آنان سازمان هاى جماعتى قدرتمندى بنا كرده اند و از میان این سازمان ها، آگاهى خودشان از «امّت» بودن را به وسیله محور بودن زبان عربى، اسلام و امپراتورى اسلامى و سنّت ها و ارزش هاى اسلامى براى هر مسلمان ارتقا بخشیده اند. شگفت آور نیست كه آن ها قادر نبوده اند با یك دولت كمونیستى و آداب كنفوسیوسى وحدت بخش هویت یابند وتا حدّ ممكن، یك راه تجزیه طلبانه سیاسى را دنبال كرده اند. آن ها در میان هزاران پیرو، كه در اجتماعى تفریحى در سال 1956 گردهم آمده بودند، اظهار داشتند چین سرزمین پدرى ملیّت هایى ( Hui )نیست، عربى زبان مردم هایى است، همه مردمهایىجهان به یك خانواده تعلّق دارند.

اگر آرمان اسلامى متعلق به امّت واحد سیاسى ـ مذهبى چنین نفوذى در میان اقلیّت هاى مسلمان داشته است، پس به نظر مى رسد كه در نواحى اى كه بیش تر یا تمام جمعیت شان مسلمان است نیز نفوذ دارد. در واقع، در جهان، به سختى مى توان یك دولت اسلامى پیدا كرد كه داراى حزبى نباشد كه داعیه آشكارش تحقق بخشیدن آرمان هاى اسلامى در عرصه سیاست و جامعه معاصر است. انگیزه هاى رهبران و پیروان «اخوّت اسلامى» مصر، «جماعت اسلامى» پاكستان یا «فدائیان اسلام» ایران هر چه باشد، نمى توان شك كرد كه نگرش آن ها به واسطه سنّت اسلامى شكل گرفته و تجدید شده است. در سال هاى اخیر، این فرایند هیچ جا دقیق تر از تحقیق كسلر ( Kessler )در زمینه به قدرت رسیدن حزب اسلامى «پانـ مالزیایى» در ایالت كلنتان ( Kelantan )شرق مالزى مشاهده نشده است. این جا یك انسان شناس با یك دیدگاه تاریخى نشان مى دهد كه چگونه در دهه هاى 1950 و 1960 نظریه اجتماعى اسلامى به طور پیوسته بر تحولات سیاسى تأثیر گذاشته و آن را شكل داده است.تجربه جوامع داراى اكثریت مسلمان درك ما را در مورد تأثیر فراگیر آرمان اسلامى تأیید مى كند. اما این تمایز وجود دارد: در حالى كه در اجتماعات داراى اقلّیت مسلمان مشكل عمده متحد كردن قدرت با اسلام است. در اجتماعات داراى اكثریت مسلمان، مشكل عمده متحد كردن اسلام با قدرت است.

پیوند بنیادین بین اسلام و تجزیه طلبى سیاسى، اصلاح بیش ترى را به نظریه براس در زمینه تشكیل ملّت 6 پیشنهاد مى كند.عواملى كه تا این جا براهمیت آن توافق شد، عبارت است از:

الف. توانایى مسلمانان ایالات متحده هند.. بر به كار گرفتن نمادهاى فرهنگى و تاریخى كه براى بخش عظیمى از جماعت مسلمان جذاب است;

ب. وجود نخبگان مقتدرى كه خواهان بسط و توسعه یك هویت مشترك بوده اند;

ج. این واقعیت كه تمایزات عینى بین هندوها و مسلمانان، خود به تنهایى آن قدربزرگ نبوده كه یك جنبش تجزیه طلبانه رادامن بزند;

د. تصمیم مسلمانان براى دفاع از منافع مسلمانان;

هـ. اهمیت یافتن نظام نظارت سیاسى امپراتورى ]= خلافت[

به این عوامل پنج گانه، باید آرمان هاى سیاسى ـ مذهبى اسلام، به خصوص آرمان هایى را كه بر اهمیت وجود یك جماعت اسلامى تأكید مى كند، اضافه كنیم.

این آرمان ها را نه تنها ما تعیین كننده حدود فعالیت هاى مشروع براى نخبگان مى بینیم ـ كه عبارت از فرایندى است كه در مقاله براس در مورد «هویت سیاسى در آسیاى جنوبى» 7 به صورت غیرمبسوط بدان اشاره شده است ـ بلكه همچنین فهم خود آنان را در مورد آنچه ممكن است و آنچه آن ها باید براى نیل بدان تلاش كنند تشكیل مى دهد.

براس تلاش قابل توجهى كرده بود تا قلمرویى را نشان دهد كه در آن قوانینِ رقابت، براى دست یابى به قدرت مطلق هستند. اما نمونه هاى مذكور از تجزیه طلبى مسلمانان پیشنهاد مى كند عرصه هایى كه سیاست درآن به صورت مستقل و خودمختار مى تواند دیده شود، باید از بقیه مجزا گردد; یعنى بیش از مقدارى كه براس آن را پذیرفته است.

این استنتاج دلالت هاى نظرى وسیع ترى دارد. براس به اهمیت این استنتاج براى علم سیاسى، در خلال مباحثاتى كه درابتداى مقاله اش مى باشد، اشاره مى كند; در آن بحث هایى كه به اختلافات مفهومى بنیادینى كه درمیان دانشمندان درباره فرایندهایى كه به وسیله آن ها ملت ها شكل مى گیرند، اشاره مى كند. بعضى از آغازگرایان 8 بحث مى كنند كه هر انسانى در خلال زندگى، وابستگى هایى را (به محل تولد، خویشان، مذهب، زبان و مانند آن) همراه خود داردكه این وابستگى ها از متعینات 9 شرایط انسانى است; وابستگى هایى كه در بنیان هاى غیرعقلانى شخصیت ریشه دوانده است; وابستگى هایى كه پایه هایى را براى یك بستگى سهل و ساده با دیگر مردمى كه از زمینه هاى همانند مى باشند، فراهم مى سازد. برخى دیگر كه عبارتند از ابزارگرایان 10 ، بحث مى كنند ـ همان گونه كه به نظر مى رسد براس نیز در كتاب زبان، مذهب و سیاست بحث كرده ـ كه قومیت باید به عنوان پى جویى نفع و سود براى اعضاى گروه هایى لحاظ گردد كه فرهنگشان به طور مستمر و نامحدود، توسط نخبگان قابل تغییر و قابل ساختن و پرداختن است.

این ها مواضعى افراطى اند و پاسخ و نظر صحیح همان گونه كه براس، خود اكنون پیشنهاد مى كند، در جایى بین آن دو موضع قرار دارد. براس به سمت موضع ابزارانگارها، كه درآن خودمختارى سیاست مهم و قابل ملاحظه است، تغییر موضع مى دهد. او مى گوید: شكل گیرى ملّت فرایندى است كه به وسیله آن نخبگان یك طرف و نخبگان طرف دیگر در درون گروه هاى قومى، جنبه هایى را از فرهنگ گروه شان برگزیده، ارزش ها و معانى جدیدى را به آن ها پیوند مى دهند و آن ها را به عنوان نمادهایى براى بسیج گروه، براى دفاع از منافع آن و براى رقابت با سایر گروه ها به كار مى برند. این نخبگان از هر تعهدى آزادند و تنها به وسیله فرهنگ گروه هایى كه مایلند آن ها را رهبرى كنند، محدود و ملزم مى باشند.

پیشنهاد و پاسخ ما این است كه آرمان هاى اسلامى 11 نقشى شكل دهنده و گاهى برانگیزنده را درمیان مسلمانان ایالات متحده هند ایفاء كرده است. به نظر مى رسد كه این آرمان ها نقشى همانند را در میان نخبگان دیگر جوامع اسلامى ایفا كرده باشد. همچنین نیروى مداوم این آرمان ها نشان مى دهد كه موازنه بحث باید بیشتر به طرف موضع آغازگرایان تمایل پیدا كند.

 

How can we increase our height?
16 شهریور 96 08:26
Hello, this weekend is nice in support of me, as this point
in time i am reading this fantastic educational article here at my home.
How can we increase our height?
16 مرداد 96 00:36
What's up friends, how is all, and what you desire to say about this paragraph,
in my view its genuinely amazing designed for me.
Tracey
24 اردیبهشت 96 23:28
Hello, i think that i saw you visited my website so i came to “return the favor”.I am attempting to find things to improve my site!I suppose its ok to use a few
of your ideas!!
manicure
23 فروردین 96 03:21
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this matter
to be really something which I think I would
never understand. It seems too complicated and very broad for me.
I am looking forward for your next post, I'll try to get the hang of
it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان