تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - هوش مصنوعی
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

هوش مصنوعی

 

مقالات كلاسیك ماروین مینسكى («چرا مردم فكر مى كنند كه كامپیوتر ها نمى توانند ») و الن تورینگ («ماشین حسابگر و هوش») نقطه آغاز بحث هاى امروزى «هوش مصنوعى»اند. مینسكى براى نخستین بار لابراتوار هوش مصنوعى را در ام. آى. تى. تأسیس كرد؛ خود او در تعریف هوش مصنوعى مى گوید: «علمِ ساختن ماشین هایى كه كارهایى مى كنند كه انجام این كار ها به وسیله انسان مستلزم هوش است». الن تورینگ هم با مقالات مهمش نقش بسزایى در پیدایش و شكل گیرى این رشته داشت. هوش مصنوعى خوراك مناسبى را براى تغذیه هنرهاى تخیلى مانند رمان ها و فیلم ها فراهم كرده است همان طور كه براى فیلسوفان هم مسائلى را به وجود آورده است؛ فیلسوفان طبق معمول ابتدا درباره ماهیت و چیستى «هوش مصنوعى» بحث هاى زیادى دارند، در مرحله دوم درباره امكان هوش مصنوعى بحث هایى را مطرح كرده اند. به غیر از این دو بحث كلى، به چند بحث فراكلى هم مى پردازند مانند این كه اساساً چرا هوش مصنوعى به فلسفه نیازمند است و این كه آیا هوش مصنوعى یك «علم» است بحث هاى فلسفى جزئى ترى هم درباره هوش مصنوعى كرده اند مانند ارتباط ماشین تورینگ با هوش مصنوعى. در این نوشته كوتاه، ابتدا «ماشین تورینگ» را كه هم در هوش مصنوعى و هم در فلسفه ذهن اهمیت بسیار داشته است توضیح مى دهیم (زیرا یكى از نظریات مربوط به ذهن و بدن یعنى «كاركردگرایى» بر مفهوم «ماشین تورینگ» مبتنى است). سپس چالش هاى فلسفى درباره امكان یا عدم امكان هوش مصنوعى را ملاحظه مى كنیم؛ و نوشته را با بیان دو دیدگاه كلاسیك و پیوندگرایى درباره هوش مصنوعى به پایان مى بریم. 

منتشرشده در روزنامه ایران چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۶

* ماشین تورینگ و كاركردگرایى

یكى از نظریات پرطرفدار و پردامنه درباره مسأله ذهن و بدن «كاركردگرایى» است؛ بر اساس این دیدگاه، حالات ذهنى به وسیله نقش هاى كاركردى (در ارتباط با ورودى ها، سایر حالات و خروجى ها) تعریف مى شوند. طرفداران اولیه كاركردگرایى نقش هاى مزبور را در چارچوب ماشین تورینگ تعریف مى كردند. ایده الن تورینگ با این كه زمینه ساز مسائل پیچیده اى در ریاضى و منطق شد، ایده بسیار ساده اى است. فرض كنید یك ماشین تایپ دارید كه مى تواند كارهاى محدودى را انجام دهد: مى تواند بر یك نوار كاغذى علامتى را تایپ كند، مى تواند علامت را پاك كند و مى تواند به اندازه یك واحد در طول نوار به چپ یا به راست حركت كند. شكل ۱ این ابزار را روى بخشى از یك نوار كاغذى بى نهایت دراز نشان مى دهد كه به مربع هایى تقسیم شده است؛ برخى از این مربع ها تهى و برخى حاوى s (نماد) هستند. 

مجموع آنچه در شكل ۱ تصویر شده، ماشین تورینگ است. ما با مشخص كردن این كه ماشین تایپ دقیقاً از چه نمادهایى مى تواند استفاده كند و این كه استعداد چه نحوه واكنشى را در برابر آنها هنگام عبور در طول نوار دارد، مى توانیم از ماشین تورینگ براى تبدیل یك مجموعه از نماد ها و فاصله ها («ورودى») به مجموعه دیگرى از نماد ها و فاصله ها («خروجى») استفاده كنیم. ماشین تورینگ باوجود سادگى اش، بسیار قدرتمند است. تورینگ نشان داد كه ماشین او مى تواند هرگونه ورودى را بگیرد و آن را به هرگونه خروجى تبدیل كند تا زمانى كه میان آنها رابطه قابل محاسبه اى وجود داشته باشد. البته اگر كاركردى كه ورودى را به خروجى ارتباط مى دهد، بسیار پیچیده باشد، انجام محاسبه به وسیله ماشین به زمانى طولانى نیاز خواهد داشت. بنابراین، كسى به طور جدى درصدد ساختن ماشین تورینگ به عنوان راهى عملى براى انجام محاسبه نیست، و اساساً چنین كارى ناممكن است زیرا نامحدود بودن نوار كاغذى مقوّم عملیات ماشین تورینگ است و چنین چیزى به طور بالفعل ممكن نیست. 

خود تورینگ این مفهوم را در مورد حالات ذهنى انسان هم قابل انطباق مى دانست و به نظر او، اگر كامپیوترى ساخته شود كه اگر مورد پرسش و پاسخ قرار گیرد، از انسان قابل تشخیص نباشد (و به تعبیر او، «بتواند ما را بفریبد»)، در این صورت به «هوش مصنوعى» رسیده ایم. 

* چالش هاى فلسفى

جان سرل علیه امكان «هوش مصنوعى» استدلال معروفى دارد كه در متون فلسفه ذهن به «استدلال اتاق چینى» شهرت یافته است. لبّ استدلال او این است كه یكى از مهم ترین مؤلفه هاى هوش و ذهن مندى «حیث التفاتى» یا «محتواى ذهنى» و به عبارت دیگر، «معناشناسى» است؛ به نظر او كامپیوتر (هر اندازه هم پیچیده و پیشرفته باشد) فاقد «حیث التفاتى» و در نتیجه فاقد ذهن و هوش است. استدلال اتاق چینى به این ترتیب است: فرض كنید من به عنوان كسى كه چینى نمى داند، در اتاقى حبس شده ام كه پر است از علائم چینى درون جعبه ها. یك كتاب راهنما به زبان انگلیسى در اختیار من گذاشته اند تا علائم چینى را در كنار هم قرار دهم و مجموعه اى از علائم چینى را در پاسخ به مجموعه دیگرى از علائم چینى كه از طریق پنجره اى كوچك داخل اتاق مى شوند ارائه دهم. علائم مجهولى كه داخل اتاق مى شوند سؤال نام دارند. علائمى كه من بر مى گردانم پاسخ به آن سؤال ها نام مى گیرند. جعبه هاى پر از علائمى كه در اختیار من است پایه داده ها (data-base) خوانده مى شوند، و كتاب راهنماى انگلیسى «برنامه» نام دارد. افرادى كه سؤال ها را به من مى دهند و كتاب راهنما را طراحى كرده اند «برنامه نویس» هستند، و من هم «كامپیوتر» نام دارم. فرض كنید كه من به خوبى از پس جابه جا كردن علائم برمى آیم و برنامه نویس ها نیز برنامه را به خوبى نوشته اند به طورى كه پاسخ هاى من به سؤالات از چینى زبانان بومى قابل تشخیص نیست. من «آزمون تورینگ» را براى فهمیدن چینى مى گذرانم. ولى به هر حال، من یك كلمه هم چینى نمى فهمم و اگر چینى را بر اساس اجراى برنامه اى براى فهمیدن چینى نفهمم، هیچ كامپیوتر رقمى اى نیز صرفاً بر همین اساس چینى را نخواهد فهمید زیرا همه چیزهایى كه یك كامپیوتر رقمى دارد من هم دارم. صورت بندى منطقى این استدلال به ترتیب زیر است: (مقدمه ۱): برنامه صورى (نحوى) است. (مقدمه ۲): ذهن محتوا (معناشناسى) دارد. (مقدمه ۳): نحو (syntax) براى معناشناسى كافى نیست. قضیه اتاق چینى صدق مقدمه ۳ را نشان مى دهد. نتیجه اى كه به طور منطقى از این سه مقدمه به دست مى آید این است كه «برنامه، ذهن نیست.»

پاسخ هاى بسیار متعددى به استدلال سرل داده شده است مانند «پاسخ دستگاه ها» كه معتقد است شخص در این استدلال به تنهایى «كامپیوتر» نیست بلكه مجموعه دستگاهى كه شخص جزئى از آن است به علاوه كتاب راهنما، علائم و... كامپیوتر است و این دستگاه با همه اجزاء از حیث التفاتى برخوردار است و معناى علائم چینى را مى فهمد؛ پاسخ «چرچلند» ها به این استدلال كه به پاسخ «شبیه ساز مغز» معروف است بر پیوندگرایى مبتنى است (كه در بخش بعدى از آن سخن مى گوییم)؛ پاسخ اذهان دیگر؛ پاسخ شهود و غیره. سرل هم در پاسخ به این اشكالات كوشش هایى را صورت داده است. 

* نظریه كلاسیك و پیوندگرایى

دیدگاه هوش مصنوعى كلاسیك معتقد است كه شناخت انسان همانند محاسبه مبتنى بر نماد در كامپیوترهاى رقمى (digital) است (یعنى انسان را یك كامپیوتر پیچیده مى داند). بر اساس دیدگاه كلاسیك، اطلاعات به وسیله رشته اى از نماد ها بازنمایى مى شوند، همان طور كه داده ها در حافظه كامپیوتر یا یك تكه كاغذ بازنمایى مى شوند. اما پیوندگرایى (connectionism) ادعا مى كند كه اطلاعات به صورت غیرنمادى در وزن ها یا قواى پیوند میان واحدهاى یك شبكه عصبى ذخیره مى شوند. دیدگاه كلاسیك، شناخت را همانند پردازش رقمى مى داند و معتقد است كه رشته ها بر اساس دستورالعمل هاى یك برنامه (نمادى) ایجاد مى شوند. اما پیوندگرایى فرایندهاى ذهنى را به عنوان تكامل پویاى فعالیت هاى یك شبكه عصبى مى داند؛ فعالیت هر یك از واحدهاى این شبكه عصبى به قواى پیوند و فعالیت واحدهاى مجاور بستگى دارد. 

دیدگاه كلاسیك عمدتاً از ماشین تورینگ و زبان فكر جرى فودر استفاده مى كند. اما دستگاه هاى پیوندگرا را مى توان به صورت زیر تصویر كرد: یك شبكه عصبى از تعداد زیادى از پردازشگرهایى شبیه سلول عصبى كه واحد (node) یا پیوند نامیده مى شوند، تشكیل مى شود؛ این واحد ها پیام هاى انگیزنده یا بازدارنده اى را به یكدیگر مى فرستند. پیوند ها به وسیله پیام هاى دریافتى روشن (فعال) یا خاموش مى شوند كه به خروجى واحدهاى متصل به آنها و قوت پیوند («وزن«) میان آنها بستگى دارد. عملاً یك واحد فقط از دو یا سه واحد دیگر پیام را دریافت مى كند اما در مقام نظر، تعداد این واحد ها مى تواند هزاران یا میلیون ها واحد باشد. مهم ترین تفاوت میان شبكه هاى عصبى و كامپیوترهاى معمولى فقدان واحد پردازش مركزى در شبكه هاى پیوندگرا است. 

چرچلند یكى از مهم ترین فیلسوفان طرفدار پیوندگرایى است. او براى این دیدگاه مزایایى قائل است مانند: (۱) این دیدگاه از نظر زیست شناختى مقبول است زیرا واحدهاى شبكه پیوندگرایانه را مى توان الگوهاى ساده اى از سلول هاى عصبى و پیوند ها را الگوهاى ساده اى از سیناپس ها دانست. (۲) تبیین كیفیات ذهنى بر اساس مشابهت و تبیین مشابهت بر اساس نزدیكى در فضاى حالت. (۳) از آنجا كه شبكه هاى پیوندگرا اطلاعات را به طور موازى پردازش مى كنند، از سرعت عمل بهترى برخوردارند. 

براى مطالعه بیشتر 

در كتاب «ذهن، مغز، علم» نوشته جان سرل (كه دكتر دیوانى آن را به فارسى ترجمه كرده است) بحثى درباره استدلال اتاق چینى وجود دارد. كتاب نامه كاملى از كتاب ها و مقالات انگلیسى در زمینه هوش مصنوعى را مى توان در آدرس اینترنتى زیر دید:

http://consc.net/biblio/4.html

در آدرس زیر هم بعضى مقالات به صورت آنلاین قابل دریافت اند:

http://consc.net/online/3/all

درباره پاول چرچلند

پاول چرچلند (متولد ۱۹۴۲ در كانادا) دكترا را از دانشگاه پیتسبرگ به راهنمایى ویلفرد سلرز گرفت و اكنون در دانشگاه كالیفرنیا، سن دیه گو تدریس مى كند. چرچلند به خاطر تحقیقاتى كه درباره نوروفلسفه كرده شهرت دارد؛ باتوجه به نظریات فیلسوفان فلسفه ذهن حمایت از حذف گرایى كار بسیار دشوارى است اما او و همسرش پتریشیا از طرفداران معروف حذف گرایى در حال حاضرند. به نظر آنها واژگان و مفاهیم ذهنى متعارف (روان شناسى عامیانه) براى بررسى هاى علمى درباره مغز ضرورتى ندارند. به نظر آنها تاریخ علم موارد زیادى از حذف مفاهیم متعارف و عامیانه را سراغ دارد؛ مفاهیمى مثل فلوژیستون در شیمى و نیروهاى حیاتى در زیست شناسى از این دسته اند. برخى از كتاب هاى پاول چرچلند عبارتند از: «در جانب مخالف» (On the Contrary)، «موتور عقل، جایگاه نفس»، The Engine of Reason, The Seat of the Soul) )، «منظر عصب كامپیوترى: ماهیت ذهن و ساختار ذهن»، «ماده و آگاهى» و «واقع گرایى علمى و انعطاف پذیرى ذهن».

 

 

Kristin
17 آذر 96 02:50
I every time emailed this webpage post page to all my associates, since if like to
read it then my contacts will too.
How long does it take to recover from Achilles injury?
27 شهریور 96 21:57
Hi! This is my first visit to your blog! We are a group of
volunteers and starting a new project in a community in the
same niche. Your blog provided us useful information to work on. You have
done a marvellous job!
std home test
5 تیر 96 00:26
بسیار core از خود نوشتن در حالی که
ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا واقعا حل و فصل خوب با من
پس از برخی از زمان. جایی درون جملات شما موفق به من مؤمن اما فقط برای
کوتاه در حالی که. من هنوز کردم
مشکل خود را با جهش در مفروضات و شما خواهد را خوب به کمک پر کسانی که شکاف.
در این رویداد شما که می توانید
انجام من می قطعا بود تحت تاثیر قرار داد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان