تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - عقیده پرستی بت پرستی است
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عقیده پرستی بت پرستی است

اریش فروم Erich Fromm، روانكاو و فیلسوف اجتماعی آلمانی‌تبار آمریكایی(1980-1900) (در كتاب روانكاوی و دین)، به حق معتقد است كه ذات و لُبّ و لُباب بت پرستی چیزی نیست جز مطلق دانستن امور مقید و مشروط، كامل انگاشتن جنبه‌های ناقص جهان، و تسلیم شدن به آن امور و جنبه‌های به مقام خدایی رسیده، بر این اساس، هر گاه موجود و پدید‌ه‌ای را كه، در واقع مقید و مشروط و ناقص است مطلق و كامل تلقی كنیم و بالطبع و بالتبع تسلیم‌اش شویم بت‌پرست شده‌ایم و، در این جهت، فرقی نمی‌‌كند كه آن موجود و پدیده چه چیزی باشد. چنین نیست كه به مقام اطلاق و كمال فرا بردن پاره‌ای از چیزها بت‌پرستی باشد، ولی اگر همین معامله را با پاره‌ای چیزهای دیگر داشته باشیم بت‌پرست نشده باشیم.

آنچه مرز بت‌پرستی را از نابت‌پرستی جدا می‌كند این است كه چیزی كه مطلق و كاملش می‌دانیم واقعا مطلق و كامل هست یا نه، نه اینكه چیزی كه می‌پرستیم چه هست یا چه نیست. شك نیست كه امروزه كمتر كسی ستاره یا خورشید یا ماه یا مجسمه‌ای فلزی یا چوبی را می‌پرستد، اما این بدان معنا نیست كه بت‌پرستی امری منسوخ و متروك شده است؛ بلكه می‌تواند فقط حاكی از این باشد كه اشكال و صوری از بت‌پرستی جای خود را به اشكال و صور دیگری سپرده‌اند.

 


امروزه، دیگر، تندیس تراشیده‌ای را نمی‌پرستیم اما ممكن است پول یا قدرت یا موفقیت یا شهرت یا محبوبیت یا حیثیت اجتماعی یا لذت یا علم یا افكار عمومی یا گروهی سیاسی یا انسانی خاص یا رژیمی حكومتی یا ... را بپرستیم. از باب ذكر نمونه، آلدوس هاكسلی رمان‌نویس و نقاد انگلیسی (1963-1894)، در (كتاب فلسفه جاودانه) در عین اینكه می‌گوید: «برای اشخاص فرهیخته، اقسام ابتدائی‌تر بت‌پرستی جذابیت خود را از دست داده‌اند» معتقد است كه انواع عدیده‌ای از بت‌پرستی عالیرتبه‌تر وجود دارند كه آنها را «می‌توان نخست به سه عنوان اصلی طبقه‌بندی كرد: بت‌پرستی فناورانه ، بت‌پرستی سیاسی، و بت‌پرستی اخلاقی».


اما، به نظر صاحب این قلم، شاخص‌ترین مصداق بت‌پرستی، كه شاید بتوان آن را علةالعلل سایر مصادیق بت‌پرستی نیز تلقی كرد، عقیده‌پرستی است. در عقیده‌پرستی، آدمی نخست شخص خود را به مقام اطلاق و كمال، یعنی به جایگاه خدایی، فرا می‌برد(=خودپرستی)؛ سپس، به گفته اریش فروم (در كتاب دل آدمی)، به خود شیفتگی بدخیم malignant narcissism دچار می‌شود، یعنی خود را با آنچه دارد تعریف می‌كند، نه با آنچه انجام می‌دهد؛ و سرانجام، عقاید خود را جزو داشته‌ها و دارایی‌های خود به حساب می‌آورد.


فرآورده این فرآیند سه مرحله‌ای این می شود كه عقاید خود را می‌پرستد، یعنی:
اولا: آنها را فراتر از زمان و مكان و اوضاع و احوال و غیر متأثر از عوامل تاریخی، اجتماعی، و فرهنگی، به تعبیری امری ماورائی transcendental، و بدون ذره‌ای نقص و عیب می‌داند،
و ثانیاً: می‌خواهد كه عالم و آدم خود را با این عقاید سازگار و موافق كنند و تسلیم آنها شوند و، چون، در اكثریت قریب به اتفاق موارد، نشانی از این سازگاری و موافقت و تسلیم نمی‌بیند، خود دست‌اندركار ایجاد آن می‌شود و به ستیزه با همه چیز برمی‌خیزد.


عقیده پرستی بزرگترین رقیب خداپرستی است، و كسانی كه دغدغه خداپرستی دارند و می‌‌خواهند زندگی خداپسندانه‌ای سپری كنند باید كاملاً مراقب این رقیب باشند، یعنی هیچ چیز را با خود خدا عوض نكنند، حتا عقیده به وجود خدا را. می‌خواهم بگویم كه حتا عقیده به وجود خدا، خدا نیست و نباید پرستیده شود.


خدای واحد را باید پرستید، نه كلمه التوحید را. معامله‌ای را كه مؤمنان با خدای واحد می‌كنند نباید با كلمة‌التوحید بكنند، بدین معنا كه باید فقط خدا را مطلق، كامل، و مقدس بدانند، و حتا عقیده خود را به وجود خدا و تصور خود را از خدا به جایگاه اطلاق، كمال، و تقدیس فرانكشند. جایی كه عقیده به وجود و وحدت خدا نیز خود خدا نیست، و نباید پرستیده شود معلوم است كه وضع سایر عقاید بر چه منوال است. آیا خودِ باور به وحدت خدا مستلزم این نیست كه غیر از همان خدای واحد هیچ چیز دیگری را به خدایی نگیریم و مگر یكی از آن چیزهای دیگر عقاید ما نیستند؟


آنچه مایه اَسَف و موجب احساس خطر است اینكه عقیده پرستی، كه خصم خداپرستی است، عین خداپرستی انگاشته و / یا قلمداد شود. كسی كه یا خود به چنین توهم یكسان‌انگاری‌ای دچار باشد و / یا بخواهد دیگران را به چنین توهمی گرفتار سازد ساحت زندگی درونی و فردی و خصوصی خود را به شرك می‌آلاید و ساحت زندگی بیرونی و جمعی و عمومی دیگران را به اصناف درد و رنج می‌آكند.


بر ای اینكه خود را از جهت ابتلاء یا عدم ابتلاء به بیماری عقیده‌پرستی بیازماییم راهی نیست جز اینكه ببینیم كه چه عقیده‌ای را، و تا چه حدّ، حاضریم در معرض نقد دیگران درآوریم و صدق و كذب و حقّانیّت و بطلان و اعتبار و عدم اعتبار آن را به ترازوی تفكر نقدی critical thinking بسنجیم.
به محض اینكه احساس كنیم كه خوش نداریم یكی از عقایدمان در بوته تفكر نقدی واقع شود و / یا به ادلّه و براهین صاحبان عقاید مخالف آن گوش سپاریم، یعنی به محض اینكه احساس كنیم كه خوش داریم خود را نسبت به عقاید و اقوال دیگران كَر كنیم، باید پی ببریم كه در سنگلاخ عقیده‌پرستی گام نهاده‌ایم و از خداپرستی دور افتاده‌ایم، فارغ از اینكه آن عقیده‌ای كه درباره‌اش تصمیم خود را گرفته‌ایم(«تصمیم»، در اصل عربی‌اش، به معنای «كركردن» است) چه عقیده‌ای باشد.


وقت آن است كه هر یك از ما به خود بباوراند كه :
الف) من مطلق، كامل، و مقدس، یعنی خدا، نیستم؛
ب) من با داشته‌هایم تعریف نمی‌شوم، بلكه با كرده‌هایم تعریف می‌شوم؛ و
ج) عقاید من از آن سنخ داشته‌هایی نیستند كه باید به هر قیمتی، و با هر هزینه‌ای برای خودم و دیگران، نگهشان دارم، بلكه تا زمانی، و تا حدّی، ارزش نگه‌داشتن دارند كه نسبت به نقائص‌شان رجحان استدلالی و معرفتی‌ای داشته باشند.
و سخن آخر اینكه خدا نداشتن، به مراتب بهتر از چند خدا داشتن است.


منبع: مقدمه استاد مصطفی ملکیان بر سومین شماره مجله ناقد

How much can you grow from stretching?
16 مرداد 96 07:29
I all the time used to read article in news papers but now as I am a user
of internet therefore from now I am using net for articles or reviews, thanks to web.
manicure
9 فروردین 96 21:04
Hi there to all, how is all, I think every one is getting more from this site, and your views are nice for new users.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان