تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - مراد از معنوی شدن چیست؟
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مراد از معنوی شدن چیست؟

 

   استاد مصطفی ملكیان:  مراد از معنوی شدن این است كه جوانان ما دارای زندگی ای شوند كه در آن آرامش درونی، شادی، امیدواری، رضایت باطن داشته و زندگی برایشان معنی دار باشد. به نظر من برای معنوی شدن پنج مؤلفه خیلی مهم است: جوان به جای اینكه دستخوش هزاران اضطراب و تشویش باشد باید باطن آرامی پیدا كند، به جای اینكه افسرده باشد باید از لحاظ روانی شاد شود به جای اینكه نا امید و دست به گریبان یأس باشد آدمی امیدوار به زندگی گردد، عوض اینكه دائماً با خودش نزاع داشته باشد باید یك نحو رضایت باطن در خویش احساس كند تا هیچ گاه دستخوش عذاب وجدان نباشد و همیشه یك ملامت گر درونی او را لگدمال نكند و از همة اینها مهم تر این است كه زندگی برایش معنی دار باشد و خیال نكند كه او را به زور وادار به كاری كرده اند و او هم باید بگذارد تا از بین برود. باید زندگی برایش معنی دار باشد و به سوی هدفی فراتر از زندگی مادی برود.

.به نظر من ادیان آمده اند كه چنین انسان هایی را پرورش دهند. وقتی این همه در دین گفته می‌شود «الا بذكر الله تطمئن القلوب» با یاد خدا دل آرام می‌گیرد. وقتی در قرآن آمده است كه حضرت ابراهیم(ع) خطاب به خدا گفت «رب ارنی كیف تحی الموتی قال أو لم تؤمن» خدا در جواب ابراهیم گفت: آیا ایمان نداری؟ «قال بلی ولكن لیطمئن قلبی» ایمان دارم ولی، یك چیز مهم تر از ایمان است كه ندارم و آن آرامش دل است. یا بالاتر از آن، در قرآن وقتی می‌خواهند اوج یك انسان را نشان دهند به او خطاب می‌كنند: «یا ایتها النفس المطمئنه» این آرامش و رها بودن از اضطراب و تشویش، علامت یك انسان معنوی و همیشه شاد است یا : «ان أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» حزن ندارند، شاد هستند،انسان معنوی رجاء به خدا دارد و هیچ وقت دستخوش یأس نمی‌شود. به نظر من ما می‌توانیم انسان های امیدواری بپرورانیم كه به تعبیر علی بن ابی طالب(ع) «لا یرجون احد منك الا ربه» به خدای خودشان امیدوار باشند. بهداشت روانی یك انسان معنوی به این است. از طرفی به نظر می‌آید انسان معنوی كه باید رضایت باطن داشته باشد نباید با خودش نزاع داشته باشد ما وقتی نزاعمان با دیگران تمام می‌شود نزاعمان با خودمان شروع می‌شود، این كه خواب به چشممان نمی‌رود، اینكه از این پهلو به آن پهلو می‌شویم به این خاطر است كه از خودمان بدمان می‌آید و از خویش متنفریم.

از همه اینها مهم تر این است كه باید زندگی برای انسان معنوی، معنادار باشد. اینگونه نباشد كه خیال كنیم پدر و مادر ما را به زور به دنیا آوردند حال باید بگذاریم شصت، هفتاد سال بگذرد تا برگردیم به جائی كه از آنجا آمده ایم بلكه باید فكر كند كه این هدیه ای است كه به او داده شده و این هدیه را باید برای كسب چیزی ارزشمندتر از خودش صرف كند. به نظر من برای انجام این كار باید،‌تقدم و تأخرها عوض شوند؛ یعنی به جای اینكه اول فقه آموزش داده شود بعد كلام و بعد اخلاق، اول باید به اخلاق جوانان توجه كنیم، كارهای عمیق اخلاقی كنیم بعد كارهای الهیاتی و كلامی و در رتبه آخر هم كارهایی كه مربوط به فقه و ظواهر اعمالی، كه ما درست عكس این را عمل می‌كنیم

من در جای دیگر هم نوشته ام (مقالة اسلامی شدن دانشگاه) ما به دانشگاه هایی كه جوانان معنوی پرورش دهد نیاز داریم، نه جوانانی كه امروز نه برای خودشان نفعی دارند نه جامعه از آنها نفعی می‌برد چرا كه همه چیزشان دستخوش یك نوع مادیت اخلاقی است من بارها گفته ام: از نظر فلسفی، مادی نیستند، اگر از اكثرشان بپرسی خدا را قبول داری یا نه چه بسا می‌گویند قبول دارند، زندگی پس از مرگ را قبول دارند یعنی به لحاظ فلسفی ماتریالیسم نیستند اما از نظر اخلاقی ماتریالیسم اند. یعنی چنان زندگی می‌كنند كه گویی خدایی در كار نیست، زندگی پس از مرگی در كار نیست، این را می‌گویند مادیت اخلاقی، باید از جوانان ما گرفته شود و به جایش معنویت اخلاقی پدید آید و متأسفانه ما به این مهم نمی‌پردازیم.

Lupe
25 اردیبهشت 96 09:43
Do you have any video of that? I'd care to find out some additional
information.
manicure
23 فروردین 96 06:43
What's up everyone, it's my first pay a visit at this website, and paragraph is in fact fruitful in support of me, keep up posting such posts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان