تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - ژان پل سارتر
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ژان پل سارتر

جیمز الور-  دانشنامه {مرگ و مُردن} مک میلان2002

                                                                                                             

فلسفه سنتی- اروپایی به خصوص در قرن هیجدهم آکنده از صورت ها و گفتارهایی است پیرامون ترس از قضاوتی که ممکن است با مرگ ، برای انسان رخ دهد. این روند با افلاطون و به عنوان نیاز روح به آزادی از ساختار منفور بدن شکل گرفت، – بدین صورت که- مرگ به عنوان مدخلی برای ورود به جهان دیگر درنظر گرفته شد. در مقابل، تلاش اگزیستانسیالیست های قرن نوزدهم و بیستم در جهت انسانی و شخصی کردن مرگ به عنوان مرحله آخر زندگی بود، به جای اینکه مدخلی برای ورود به جهانی فراسوی زندگی باشد. از نظر تاریخی این تغییر دیدگاه، به تبدیل شدن مرگ به مفهومی جدا از زندگی کمک کرد. لذا به جای اینکه گمانه زنی در مورد طبیعت زندگی روحانی باشد، می تواند هم چون پدیداری انسانی درک شود.

اگر مرگ آخرین مرحله زندگی است، پس یک سوال فلسفی این است که ماهیت تجربه چیست؟ در ارتباط با همین سوال است که تحلیل سارتر باعث می شود که ما دانش برجسته ای پیدا کنیم. همواره می توانیم بگوییم که وقتی کودکی می میرد، در زمان متوقف می شود و به عنوان یک کودکهیچ وقت پتانسیلی که او برای آینده داشته، درک نمی شود و تجربه زندگی اش به پایان میرسد. سارتر در تحلیلش از زمان توضیح می دهد که گذشته یک چیز ثابتی در تاریخ زندگی تجربی شخص است. هر کاری که آن شخص انجام داده و نداده، همان چیزی است که هست. اگر او آن هنگام که مُرده آدمی ترسو بوده، تصویری که از آن شخص باقی مانده،دیگر تغییر نمی کند و به عنوان ترسو باقی می ماند.

سارتر در کتابش با عنوان هستی و نیستی(1956)، روش اولیه پدیدارشناسی خود یا همان جستجو و بررسی طبیعت تجربه انسان را، پایه گذاری کرد. از زمان سقراط برخی از فیلسوفان غربی پیشنهاد کرده بودند که ماهیت جنبه های اساسی ای که انسان را تشکیل می دهد، از پیش توسط خداوند مقدر شده یا پیش از تولد تعیین شدهاند. از سوی دیگر، سارتر متوجه شد که یک شخص باید در ابتدا، و پیش از اینکه آنچه شخص را می سازد بتواند تشخیص داده شود، موجود باشد، نظر به اینکه وجودهای انسانی اشیا تعین بخشیده شده نیستند، بلکه بیشتر سوژه هایی هستند با توان پویایی خود برای تغییر. بنابراین برای سارتر، وجود بر ماهیت مقدم است. اگر تحلیل با اولین تجربه های انسان آغاز شود و با آخرین آنها پایان یابد، آنگاه گذشته کسی گذشته ایست که توسط شخص تجربه شده است.حال، واقعیت موجود و آینده، بازتاب دهنده ظرفیت های بالقوه شخص است.از نظر سارتر در لحظه مرگ، شخص، دیگر یک گذشته ندارد؛ نظر به اینکه آن مرد یا زن اکنون مُرده است و نمی تواند به ثبت چیزی در زمان اکنون ادامه دهد. بلکه یک شخص پس از مرگش، تبدیل به زندگی گذشته اش می شود. مانند کودکانی که مُردهاند. با وقوع مرگ، یک شخص در اذهان کسانی که او را به یاد می آورند، ثابت و بدون تغییر شده است.

سارتر از مفهوم یک دیوار استفاده کرد تا عبور از زندگی به مرگ را توضیح دهد. این مفهوم به بهترین نحو توسط افرادی که در یک زندان منتظر مرگ خود هستند و تشخیص می دهند که همراهانشان در مرگ(کسانیکه در بند همراه هم هستند)، غالبا آنها را بهتر از خانواده هایشان یا کسانی که طبیعت محدود خود را نمی فهمند، درک می کنند.روش سارتر بدین شکل است که ابتدا فلسفه اگزیستانسیالیست خود را در مکتوبات آکادمیک تشریح می کند و بعد آنها را به صورت داستان ها و نمایشنامه ها توضیح می دهد.سارتر در داستان دیوار (1964) در مورد پابلو می نویسد که او یک اسپانیولی طرفدار دولت بود که درون سلولش همراه با دو جمهوریخواه دیگر در انتظار اعدام توسط سربازان فرانکو بودند. عکس العمل او بدین نحو است: برای بیست و چهار ساعت من در کنار تام زندگی کرده ام؛ به صحبت هایش گوش داده و با او صحبت کرده بودم، و می دانستم که هیچ چیز مشترکی نداریم. واکنون ما مانند دو دوقلو شبیه به هم هستیم، تنها به این خاطر که ما با هم خواهیم مُرد. اشخاصی که با فناپذیری و محدودیت وجودی خود مواجه شده اند اغلب از منظری بالاتر معنای تجربه های هر دو نفر و زندگی شان را می بینند و درک می کنند.

سارتر می گوید که به این دلیل که او مرگ را تجربه نکرده است، نمی داند که آن چیست؛ اما می تواند ببیند که مرگ باید واقعیتی داشته باشد. زیرا که به نظر می رسد دیگران حضور آن را تجربه کرده اند. یک ملحد باور دارد که هیچ موجود الهی ای وجود ندارد، بنابراین بهشت یا جهان پس از مرگی در کار نخواهد بود. بلکه تنها جنبه هایی از انتخاب های آگاهانه و آزادانه وجود دارد که توسط شخص ایجاد شده اند و در زندگی این انسان ها که آن ها را لمس کرده اند، به وجود خود ادامه می دهند. فهم سارتر از زندگی، اینگونه است که: زندگی تجربه وجود کسی را منعکس می کند. هنگامی که شخص مُرده است، او دیگر تنها خاطره ایست که توسط کسانی که به طریقی قسمتی از زندگی آن شخص هستند، نگهداری می شود. این مساعدت هابرای انسانی کردن تجربه مُردن و درک فهم فلسفیِ نقش مرگ، معیار ها و اصول بنیادینی را در

تاریخ فلسفه مرگ ارائه می کند.


Viagra uk
5 اردیبهشت 97 06:58

Useful facts. Appreciate it!
buy cheap viagra online uk buy generic viagra no prescription where to buy viagra uk where can i buy viagra without can you buy viagra without prescription viagra online rx buy viagra with prescription online viagr order viagra online no prescription buy viagra from canada
Buy cialis online
18 فروردین 97 16:29

You have made the point!
cialis 20mg prix en pharmacie cialis kamagra levitra cialis generico cialis mit grapefruitsaft cialis 20 mg generic cialis in vietnam cialis kamagra levitra ou acheter du cialis pas cher only best offers 100mg cialis i recommend cialis generico
Meri
17 آذر 96 11:17
I think this is among the most significant info for me.
And i am glad reading your article. But want to remark on few general things, The website style is perfect, the articles is really great :
D. Good job, cheers
Hilda
9 مرداد 96 21:19
obviously like your website however you have
to check the spelling on quite a few of your posts. A number of them are rife with spelling issues and I find it very bothersome to tell
the reality then again I'll certainly come again again.
Elissa
25 اردیبهشت 96 13:18
Hi there to every body, it's my first pay a visit of this website; this webpage consists of awesome and actually good information designed for visitors.
manicure
22 فروردین 96 22:21
I like looking through a post that can make men and women think.
Also, thank you for allowing for me to comment!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان