تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - دیوید هیوم و شناخت جهان
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دیوید هیوم و شناخت جهان

به نظر مى رسد فلسفه مناسب براى عصر علم، تجربه گرایى باشد. معرفت ما از جهان حقیقتاً معرفتى «پیشینى» (apriori) نیست بلكه بر پایه قرن ها تحقیق تجربى بنا شده است. اما مسئله اى بنیادى در اینجا مطرح است. اگر ارتباط ما با جهان به واسطه تصورات ما باشد، چگونه مى توان دریافت كه تجربه راهنمایى قابل اعتماد براى شناخت جهان است، آن گونه كه جهان هست؟ این مسئله توسط «هیوم» بیان شده است. او استدلال مى كند اگرچه چاره اى نداریم جز اینكه چنان رفتار كنیم كه جهان خارجى وجود دارد، اما هیچ مبناى عقلانى براى باور به آن وجود ندارد.

 

 

 

 

 البته اكثر فلاسفه از موضع شك گرایانه او درباره جهان خارج ناراضى بودند. اگرچه موضع شك گرایانه او در قبال «مسئله استقرا» نیز مورد قبول آنان نبود. «بركلى» نیز با انكار عدم وجود هر شى اى وراى تصورات ما با این مسئله برخورد كرد.

 

«بركلى» معتقد بود میزها، درختان و دیگر اشیا مجموعه اى از انطباعات است كه وجودى مستقل از ادراك ندارند. اما موضع او را فیلسوفانى كه ذهن علمى دارند نمى پذیرند.بركلى تمایز میان ویژگى هاى اولیه (ویژگى هایى كه اشیا واقعاً آنها را دارا هستند) و ثانویه (ویژگى هایى كه به نظر مى رسد اشیا آنها را دارا هستند و در واقع آنها را ندارند) را به چالش كشید. بركلى با هر نوع رئالیسم متافیزیكى (هستى شناختى) مخالف بود. او حتى «رئالیسم على» را نیز انكار مى كرد. «رئالیسم على» بیان مى كند: «اشیاى خارجى مستقل از اذهان ما وجود دارند. این اشیا از طریق حواس باعث ادراك بى واسطه در ما مى شوند.» «جان لاك» استاد او اما با «رئالیسم على» موافق بود، «لاك» رئالیسم على را با تمایز میان ویژگى هاى اولیه / ثانویه ادغام كرد.

 

«بركلى» وجود ماده را نیز انكار مى كرد. به همین دلیل اكثراً «بركلى» را كسى مى شناسند كه با «دریافت هاى متعارف» ما از جهان مخالف است. اما نكته مهم این است كه او ادعا نكرد میزها، صندلى ها و دیگر اشیاى مادى وجود ندارند بلكه مدعى بود اشیا مستقل از ذهن نبوده و از اجزایى كه ویژگى هاى اولیه را دارا هستند، ساخته نشده اند. معناى مستقل از ذهن این است كه حتى اگر بر فرض هیچ انسانى یا مخلوق دیگرى نیز وجود نداشته باشد تا شى اى را درك كند، آن شى وجود داشته و خواهد داشت. بركلى مخالف این بود. بركلى استدلال كرد كه ما تنها تصورات را تجربه مى كنیم نه اشیاى مادى را و تمامى تصورات ما ناشى از تجربه است و واژگان شى مادى مطابق هیچ تصورى نیست بنابراین شى مادى بى معنى است.

 

به طوركلى بركلى معتقد است تمامى ویژگى هاى اولیه مفروض شده براى ماده از جمله امتداد، ثانویه هستند. به عبارت دیگر همه ویژگى ها تنها وقتى كه درك مى شوند، وجود دارند. دیدگاه بركلى نوعى از آموزه ایده آلیسم است. اید ه آلیسم آموزه اى هستى شناختى است مبنى بر اینكه همه آنچه در طبیعت است ذهنى یا روحى است. بنابراین ایده آلیسم با هر نوع رئالیسم (چه متافیزیكى و چه على) ناسازگار است. اما بسیارى از فلاسفه معاصر غرب مى گویند ما به وجود اشیاى مستقل از ذهن (برخلاف نظر بركلى) باورى قابل توجیه داریم چون اشیاى مستقل از ذهن بهترین تبیین براى نظم هاى موجود در تجربه ما هستند. رئالیست هاى علمى استدلال مى كنند كه زمینه هایى وجود دارد تا به وجود هویات مشاهده ناپذیر مفروض توسط بهترین نظریه هاى علمى جدید، باور داشته باشیم. اما ضد رئالیست ها مخالف این هستند كه علم مى تواند فراتر از تجربه رفته و به علل واقعى اشیا دست یابد.

 

در حالى كه بركلى جهان خارج را درون انطباعات قرار مى دهد تا چگونگى به دست آمدن معرفت نسبت به جهان خارج را از معرفت نسبت به انطباعات حل كند اما فیلسوف نامدار آلمانى «كانت»، طریق دیگرى را در پیش مى گیرد. او نه تنها با رئالیست هاى معتقد به جهان مستقل از ذهن موافق است بلكه با شك گرایان معتقد به عدم دست یافتن به معرفت جهان نیز موافق است. او جهان فى نفسه را جهان «نومن» و جهانى را كه ما تجربه مى كنیم جهان «فنومن» مى نامد. او معتقد بود كه بیشتر معرفت ما نسبت به جهان فنومن ها از طریق حواس فراگرفته مى شود اما با این حال اعتقاد داشت برخى از معرفت ما «پیشینى» است. مطابق نظریه «كانت» ریاضیات، هندسه و علم مكانیك نیوتنى اشكالى از معرفت پیشینى هستند. اما پیشرفت هاى علمى خلاف این را نشان مى دهند. به نظر مى رسد علم فیزیك جدید از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مخصوصاً نظریه نسبیت و مكانیك كوانتوم برخى از اصول علم و ریاضیات كلاسیك را ابطال كرده است.

 

معرف ما از جهان حقیقتاً پیشینى نیست بلكه برپایه قرن ها تحقیق تجربى بنا شده است.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان