تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - مبانی حکومت دموکراتیک!
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

مبانی حکومت دموکراتیک!

 

زمانی که از دمکراسی و دمکراتیک بودن صحبت به میان می آید بیانگر مفهومی در نظام سیاسی می باشد که در تعریف رویکرد آن نیاز به مولفه های پایدار ،همه جانبه و متوازن در عرصه جامعه می باشد که می توان آن را در چهار مولفه اصلی یا چهار سنگ زیر بنا توصیف نمود،این چهار مولفه عبارتند از: انتخابات آزاد و منصفانه،حکومت پاسخگو دارای ظرفیتهای پذیرش ، حقوق سیاسی و مدنی، و جامعه دمکراتیک یا«مدنی».که نیاز این چهار مولفه و تشکیل آنها همراه دیگری می باشد که در آخر«هرم دمکراسی» را نشان خواهد داد. در این هرم هر مولفه برای برپا نگهداشتن کل ضروری است.

در انتخابات آزاد و منصفانه، رقابت که اصلی ترین مولفه برای نشان دادن این نوع می باشد ،که جامعه در پی تحقق دمکراسی هست .واین راهی درست می باشد تا مقامات را پاسخگو و تحت کنترل مردم در آورده شوند. انتخابات همچنین نشان از تامین برابری سیاسی بین شهروندان است،هم از نظر دست یافتن به مقامات عمومی و هم از نظر ارزش رای افراد.معیار «انتخابات آزاد و منصفانه» در وهله اول نشان دهنده قوانین حاکم بر انتخاب شدن در مقامات مشخصه و دیگر حضور پر رنگ مردم در صحنه های سیاسی و مدنی می باشد که خود به احترام گذاشتن به حقوق شهروندان مستقر در جامعه می انجامد.و در وهله های دیگر آن می توان به عدم تبعیض قرار دادن بین افراد می باشد و هرگونه خلاف قاعده عمل شدن را نیز از آن جلوگیری می نماید و از هرگونه نتایج مشکوک و دارای ابهامات می کاهد.

حکومت پاسخگو و داشتن ظرفیتهای پذیرش در این جامعه دارای دمکراسی ،پاسخگویی یا مسئولیت حکومت در برابر مردم هم از منظر قانونی(قضایی) که به آن حکومت قانون نیز اطلاق می نمایند و هم از منظر سیاسی است یعنی در مقابل پارلمان که آن نیز در جامعه دمکراتیک و مدنی از خود مردم و انتخاب مردم نشات می گیرد نه از طرف حاکمیت که خود نیرو و بسیجی برای پیشبرد اهداف خود و همچنین مشروعیت بخشیدن به اعمال صورت گرفته انتساب پیدا کند،و در مقابل مردم نیز در مورد توجیه پذیر بودن سیاست ها و اعمال حکومت.حال که این از عدم فاسد بودن سیستم و دستگاه حاکمه می دهد و استقلال عمل در امور را و در تمامی مراحل اثبات می نماید،وهمچنین علاوه بر پاسخگو بودن و مسئول بودن حکومت و هیئت حاکمه باید تاثیر پذیر نیز باشد.این تاثیر پذیربودن می تواند از طریق التزام به قوانین و خواستن تجمیع خواسته های مردم که در احزاب می توان چهره ای از آن را دید،و متواضع بودن در برابر بیان افکار عمومی است و پذیرا بودن حکومت در برابر افکار عمومی بیان می شود.

حقوق مدنی وحقوق سیاسی حقوقی می باشد که آزادی هایی را برای نقش آفرینی افراد جامعه را در محیط اجتماع آن هم به مثابه افراد سیاسی و مدنی محیا می نماید و با این حقوق می باشد که افراد از آن اختیاراتی جهت اعمال رفتار خود بهره می برند،چه از نظر متشکل ساختن خود در جامعه مدنی و چه از منظر تاثیر گذاری خود بر روندهای موجود و یا آتی.این آزادی ها و حقوق شامل ،آزادی بیان ،آزادی اجتماعات، آزادی تحرک و نقل مکان و در بعضی از کشورهای دارای سیاستهای پوپولیستی نیاز به آزادی بعد از بیان هم دیده می شود و جز اینها…حال که این مواردتمامی در حقوق بشر گنجانده شده و توان اعمال و کسب آن برای افراد جامعه برابرمی باشد و کسی نسبت به دیگری سبقت و امتیاز خاصی ندارد و همچنین از آن نمی توان ممانعت نمود،برای مثال زمانی که شخصی خواستار حضور فعال در انتخابات است هیچ سیستمی یا نهادی نمی تواند از اکتیو بودن و استفاده کردن از حقوق مدنی آن فرد جلوگیری نماید و بر عکس اگر فردی تمایل به مشارکت نیز نبود نمی توان آن فرد را مورد سوال و جواب قرار داد زیرا تعبیری که در جامعه مدنی از دمکراسی ومشارکت آمده است مشارکت خودجوش و کاتالاکسی می باشد و در آن جامعه نیاز به مشارکت است نه نیاز به بیعت گرفتن که در ادامه نسبت به این موضوع بحث خواهد شد و در ادامه نیز نمی توان این را نیز آورد که حقوق فرد در تضاد با حقوق جمع و جمعی می باشد،و این نگاه اشتباهی می باشد،زیراحقوق فردی بنیان ضروری برای این امور جمعی می باشد و درهمان پرسه،سیر ،می نماید ،پس زمانی که از تضاد اهداف به میان می آید احتمال اینکه اهداف جمعی در تضاد با اهداف فردی باشد بیشتر امکان تحقق وجود دارد تا زمانی که اهداف فردی در مقابل اهداف جمعی قرار بگیرد،و با این نگاه نمی توان از حقوق سیاسی و مدنی شخص و فرد مشخص یا غیر مشخصی ممانعت ورزیدو آن را سلب نمود.

جامعه دمکراتیک یا جامعه «مدنی» در این نوع جامعه حضور فعال و همانطور که قبلا اشاره شد جامعه کاتالاکسی(خودجوش) و جامعه لیبرال دموکراسی را شاهد هستیم که هم جامعه فعال می باشد و هم دولت وحکومت فعال است….د رجامعه فعال همچون انجمن ها ،سندیکاها و دیگر نهادها به چشم می خوردو همچنین موسسات اجتماعی فعالیت خود را مستقل از لایه های حکومتی انجام و راه خود را یافته اند،تنها بدین طریق می توان جامعه را مدنی نمود و حکومت و دولت را محدود کرد و امکان آشنایی و آگاهی سطوح پایین را فراهم کرد و از هدایت شدن از بالا جلوگیری نمود ،زمانی که حکومت قدرت خود را افزایش بدهد و خود را بزرگتر نماید و جامعه را کوچک، آن زمان مشارکت مردم و جامعه رو به افول و قدرت و تحرک حکومت رو به صعود می رودو در جوامع سنتی و کورپوراتیسم شاهد این نوع از جوامع می باشیم که استقلال نسبی دولت و حکومت افزایش می یابد و دخالت های خود را به نسبت افزایش می دهد،زمانی که جامعه مدنی شده باشد به این معنا می باشد که جامعه سیاسی و آموزش دیده و دارای قابلیتهای مسولیت پذیری شده است و نیاز دیگر نیست که حاکمیت از بالا به پایین باشد،زمانی که حکومت نقش خود را محوری داشته باشد می توان گفت یکی از موثرترین راههای حکومت داری و فرمانراویی دلخواه را پیشه گرفته است و اگر جامعه دمکراتیک و مدنی شده باشد در مقابل این گونه اعمال مقاومت می نماید.این اصل دمکراتیک که نباید یک فرد حکومت را در دست بگیردمی باشد ،زیرا زمانی که جامعه بر مبنای اقتدارفردی اداره شود،دمکراسی در سطح کشورها ریشه چندانی نخواهد یافت وجامعه استبدادی خود را پیدا می کند،حال منوآرشی(پادشاهی) باشد که قدرت را نیز آنچنان در دست ندارد،و این در صورتی که جامعه در سطوح مختلف چه در خانواده،مدرسه و…آموزش را ببیند آن وقت است که جامعه به سمت دمکراسی کشانده خواهد شد و احساس مسئولیت خواهد رشد نماید.

حال که دمکراسی شقِ اساسی دیگری وجود ندارد به جزء طی راه طولانی تحکیم نهادهای دمکراتیک ،حکومت مبتنی بر قانون اساسی وحکومت قانون که در مجموع به قراردادهای اجتماعی متصل می شود،و در صورت برقرار شدن آن نیز باید پرسه های مختلفی را طی نمود همچون تعدی نکردن از حقوق بشر،ایجاد نهادهای جهت پاسخگویی ،برپاکردن و همراه کردن مردم در جهت مشارکتهای بیشتر و همراه بودن آنها در بدنه حکومت و جز اینها….

اساساً دمکراسی ضد پوشش و پرده پوشی ومخفی کاری در همه جای حکومت است و به همین دلیل نیازحکومتهای دمکراتیک را می توان در داشتن نظام های محلی و حکومت محلی منتخب برای شاداب بودن و جلوگیری از به فساد کشیدن حکومت نیاز دارد.زیرا این حکومت محلی است که فرصت مشارکت را در تصمیم گیری های عمومی و تعداد افراد مشارکت کننده را فوق العاده افزایش می دهد،چون ریشه در محل دارد و نسبت به جزئیات تاثیرپذیرتر است از حکومت مرکزی می تواند داشته باشد.و دیگر مورد در خصوص پارلمان یا همان مجلس است که ایفای نقش خود در تامین پاسخگویی را باید به خوبی انجام دهد و این زمانی صورت می پذیرد که افراد دارای استقلال در رای خود باشند و نسبت به وابستگی ها فارغ و نسبت به عدالت واضع عمل نمایند.

حال در خصوص مشارکت از این حیث مدنظر قرار میگیرد که یکی ار عوامل موثر در توسعه و نوسازی پایدار ،همه جانبه و متوازن است،مشارکت در علم سیاست و جامعه دمکراتیک دیگر صرفاً در چارچوبهای هنجاری و دستوری مدنظر قرار نمی گیرد بلکه شاخصهای عینی و واقعی پیدا کرده است. اما در نظریه های سیاسی به طور کلی می توان از دو دسته تعریف در مورد مشارکت سیاسی سخن گفت:تعریف مبتنی بر جامعه ای با نهادهای سیاسی واسطه جامعه مدنی،آزادی ها و حقوق سیاسی شهروندان و دمکراسی و تعریف مبتنی برجامعه سنتی با اسطوره های سیاسی،عدم رسمیت آزادی ها و حقوق سیاسی و عدم سازکاری های لازم برای حضور افراد یا نمایندگانشان در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری ها. این دو تعریف از زمان ارسطو تا حال باهم تداخل و نزدیکی داشته است.مشارکت سیاسی بر تعریفی که اول ذکر شد با مسله انتخابات و دیگر اشکالی که در بالا اشاره شد که در نظام های دمکراتیک و دمکراسی در میان ملل مختلف وجود دارد تحقق و تعّین پیدا می کند،بنا به این تعریف که گفته شد به مشارکت در نظام های سیاسی دیگر مثل نظام های کمونیستی ،فاشیستی ،یکه تازانه و دیکتاتوری ،استبدادی و نا کجاآبادی با تردید نگاه می شود و مشارکت تعریف شده آنها دقیق نبوده،گرچه بر اساس تعاریف دیگر از مشارکت،در این نظام ها نیز می توان نوعی از مشارکت قائل شدو مشارکت این افراد در جامعه به نوعی تایئدیه و مشروعیت بخشیدن به نظام می باشد و بعد از تایئد اولیه و حضور مقطعی و گاهی نیز فصلی در نمایشنامه های سیاسی که از قبل طراحی و نوشته شده است،نوعی مشارکت که بهتر است گفته شود بیعت مجدد و بیعت می باشد.در این گونه نظام ها که الیت های مشخص شده(البته اگر در واقعیت نیز گروه نخبه در راس امور باشند) با سازو کارهای غیردمکراتیک در سیاستگذاری ها نقش اصلی را ایفا می نمایند و در سهیم شدن در سیاستگذاری ها خودی و غیرخودی نمایش داده می شود از ورود به صحنه افراد دیگر جلوگیری می نمایند و با تمام توان خود ایستادگی می نمایند برای آنها که در نگاه سنتی و تعریف خود هرگونه لبیک گویی مردم به حکومت در هرمقطعی که حکومت ضروری بداند بیعت و بیعت مجدد است و آن گاه است که نوعی مشارکت به شمار می آورند.حال بیعت و مشارکت در ظاهر هیچ تفاوتی که گویای آن باشد همچون ارادی،آگاهانه و مسالمت آمیز بودن ندارد تنها در ماهیت و دمکراتیک بودن آن ظواهر دیده می شود.یکی از تعاریف مشارکت از آن لستر میلبراث است .او مشارکت را «رفتاری که بر نتایج و خروجیهای تصمیم گیری حکومت ها تاثیر می گذارد یا متوجه به تاثیرگذاری است»تعریف می کند.

مرتضی اسماعیل پور

 

isadorajolissaint.hatenablog.com
13 تیر 96 08:56
I was able to find good info from your blog articles.
Tawanna
25 اردیبهشت 96 09:39
Wow, wonderful weblog structure! How long have you been blogging for?

you made running a blog look easy. The whole glance of your web site
is great, as neatly as the content!
manicure
22 فروردین 96 21:24
My spouse and I stumbled over here coming from a different web
address and thought I might check things out. I like what I see so
now i am following you. Look forward to finding out about
your web page again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان