تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - همزیستی مسالمت آمیز ادیان
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

همزیستی مسالمت آمیز ادیان

 

مصطفی ملکیان

ما باید به مسأله همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب و مبانی نظری لازم برای این همزیستی، در سطح عمومی‌تری بپردازیم. به‌تعبیر دیگر مسأله این نیست که در محافل آکادمیک و در دانشگاهها و در مراکز تحقیقاتی‌ای که پیروان ادیان و مذاهب در سرتاسر جهان برپاکرده‌اند، صاحبنظران و اندیشمندان گاهی درباره همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان و ادیان و مذاهب سخن بگویند و به گفت‌و‌گو بپردازند، بلکه مسأله، حیاتی‌تر از این است و باید در سطح عمومی جامعه و در کوچه و بازار نیز آهسته‌آهسته با این مسأله جدی و مهم آشنایی و انس و الفتی پیدا شود. به‌تعبیر دیگر، همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب، امری تجملی نیست بلکه امری کاملاً حیاتی و فوری و فوتی است و به همین دلیل باید عمومیت یابد و از سطح نخبگان به سطح مردم کوچه و بازار نیز سرایت پیدا بکند.

معنویت-عقلانیت: خردادماه سال ۱۳۷۸، در دانشگاه مفید قم، نخستین کنگره‌ی بزرگداشت مقام علمی امام موسی صدر برگزار گردید. در همین راستا نشستی با حضور محمد مجتهدشبستری، مصطفی ملکیان، محمدرضا بهشتی و با اداره یوسف ایروانی، تحت عنوان «همزیستی بین ادیان» برگزار گردید و در زیر سخنرانی مصطفی ملکیان آورده شده است.

منبع: روزنامه‌ی همشهری، دوشنبه ۲۶ مهرماه ۱۳۷۸، شماره ۱۹۵۷

۱. مطلبی که من در ذیل سخنان آقای مجتهد شبستری عرض می‌کنم این است که ما باید به مسأله همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب و مبانی نظری لازم برای این همزیستی، در سطح عمومی‌تری بپردازیم. به‌تعبیر دیگر مسأله این نیست که در محافل آکادمیک و در دانشگاهها و در مراکز تحقیقاتی‌ای که پیروان ادیان و مذاهب در سرتاسر جهان برپاکرده‌اند، صاحبنظران و اندیشمندان گاهی درباره همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان و ادیان و مذاهب سخن بگویند و به گفت‌و‌گو بپردازند، بلکه مسأله، حیاتی‌تر از این است و باید در سطح عمومی جامعه و در کوچه و بازار نیز آهسته‌آهسته با این مسأله جدی و مهم آشنایی و انس و الفتی پیدا شود. به‌تعبیر دیگر، همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب، امری تجملی نیست بلکه امری کاملاً حیاتی و فوری و فوتی است و به همین دلیل باید عمومیت یابد و از سطح نخبگان به سطح مردم کوچه و بازار نیز سرایت پیدا بکند.

برای دستیابی به چنین هدفی، یعنی برای اینکه مردم جهان واقعاً و در مقام عمل همزیستی مسالمت‌آمیز با پیروان ادیان و مذاهبی غیر از دین و مذهب خودشان پیدا کنند، باید چند نکته در اذهان و نفوس مردم راسخ شود:

۱.۱. نکته اول، قاعده زرین است، یعنی این‌که با دیگران چنان رفتار کن که خوش‌داری که دیگران با تو رفتار کنند. این قاعده، قاعده‌ای است که در تمام ادیان و مذاهب به آن تصریح و بر آن تأکید شده‌است و این عرض بنده از روی حدس نیست بلکه اگر فرصت بود، در مورد یکایک ادیان و مذاهب جهان نشان می‌دادم که در کجای متون مقدسشان به این قاعده تصریح شده‌است. این قاعده که «با دیگران چنان رفتار کن که خوش‌داری دیگران با تو رفتار کنند» مورد تأیید همه بنیانگذاران ادیان و مذاهب هست. شهود اخلاقی ما نیز بر حقانیت این قاعده گواهی می‌دهد. یعنی هر انسانی وقتی به خودش رجوع کند، بدون استدلال مشاهده می‌کند که برای تصدیق این قاعده آمادگی کامل دارد. اما متأسفانه این قاعده در سخنانی که وعاظ و مبلغانِ ادیان و مذاهب مختلف به مخاطبان خودشان القاء می‌کنند بسیار کم به‌چشم می‌آید. به‌نظر من باید بر این قاعده تأکیدی بیش از این صورت بگیرد.

اگر پیرو هر دین و مذهبی عمیقاً احساس کند که وظیفه اخلاقی و دینی او این است که با پیروان سایر ادیان و مذاهب همان رفتاری را داشته باشد که خوش می‌دارد که آنان با او رفتار کنند و به‌مقتضای این قاعده عمل کند بزرگترین مانع همزیستی مسالمت‌آمیز از میان برداشته شده است.

۱.۲. نکته دیگر درباره نجات است و نجات غیر از صدق و حقانیت است. ما این نکته را هم باید خوب و درست فهم کنیم که هرکس با صداقت و جدیت در راه تحری حقیقت بکوشد به همان مقدار که در این راه با این دو خصلت «صداقت» و «جدیت» کوشیده، اهل نجات است. به‌عبارت دیگر نجات از آن کسانی است که در راه طلب حق و حقیقت صادق و جدی‌اند. حال نتیجه نظری حاصل از این صداقت و جدیت هرچیزی شد، مشکلی نیست. اگر من بدون آن‌که بخواهم خود یا دیگران را فریب بدهم، عمری صادقانه و با جدیت هرچه تمامتر در مسائل فکری و نظری کار و مطالعه و تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که مثلاً «الف، ب است» و شما هم با همان درجه از صداقت و همان درجه از جدیت به این نتیجه رسیدید که «الف، ب نیست»، هر دو اهل نجاتیم اگر خدا عادل است که به نظر من و شما هست. شما مثابید و مأجور و بنده هم همین‌جور. خداوند از آن‌رو که عادل است، تکلیف «مالایطاق» نمی‌کند، یعنی از کسی چیزی نمی‌خواهد که او قدرت انجام دادنش را ندارد. مالایطاق هم که تنها در اعمال بدنی و جوارحی و مثلاً مسأله وضو و غسل و نماز و روزه نیست. طاقت ذهنی و نفسانی هر انسان را هم خدا در نظر می‌گیرد. اگر انسانی تمام کوشش فکری خود را بدون آن‌که قصد فریب خود یا دیگری را داشته باشد، کرد و با دو وصف صداقت و جدیت به این نتیجه رسید که «الف، ب است» و دیگری نیز با همان درجه از صداقت و خلاقیت به این نتیجه رسید که «الف، ب نیست»، خداوند باید هم اجر اولی را بپردازد و هم اجر دومی را. بنابراین همه کسانی که با این دو وصف – صداقت و جدیت- کار می‌کنند، اهل نجاتند و من از این نکته به «پلورالیزم نجات» تعبیر می‌کنم.

۱.۳. نکته دیگری که باید در آن مداقه کنیم این است که ادیان برای معتقد ساختن ما به چند واقعه تاریخی خاص نیامده‌اند. ادیان برای القاء پیام بسیار عمیق‌تر و باطنی‌تر و مهمتری آمده‌اند. اشتباه است اگر گمان کنیم که ادیان برای اتصال ما به چند واقعه تاریخی خاص آمده‌اند و هدفشان این بوده که اعتقاد به وقوع چند حادثه تاریخی را در اذهان و نفوس آدمیان ایجاد و تحکیم کنند. وقایع تاریخی اگر چه مهمند اما خود دین نیستند، بلکه نحوه تحقق عینی و خارجی دینند. اگر واقعه‌ای در اخلاقی‌تر و معنوی‌تر کردن آدمیان سهمی و نقشی داشته باشد به میزان همان سهم و نقش باید مورد تأکید واقع شود. این درست نیست که ما بگوییم اگر شخصی به چند واقعه تاریخی قائل است، اهل نجات است و الا اهل نجات نیست. گویی نفس اعتقاد به وقوع آن چند واقعه قداست و موضوعیت دارد.

۱.۴. و نکته آخر این‌که، هر چقدر حکومتها و دولتها در جریان قانونگذاری‌ها و عملکردهایشان بیشتر جانب انصاف را نسبت به پیروان همه ادیان و مذاهب رعایت کنند بیشتر موجب همزیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان و مذاهب می‌شوند. به‌تعبیر دیگر، برای آنکه همه پیروان ادیان و مذاهب بتوانند در یک جامعه یا در جامعه جهانی همزیستی داشته باشند، باید احساس کنند که حکومتها و دولتها به همه آنها به یک چشم می‌نگرند و به همه آنها از یک زاویه و مسافت نگاه می‌کنند. برعکس، به محض این‌که احساس بکنند حکومت چه در ناحیه نظر و چه در ناحیه عمل طرفدارانه مشی و سلوک می‌کند، نطفه عدم همزیستی مسالمت‌آمیز منعقدشده است.

نکاتی که برشمردم اگر حق و قابل قبول است باید در جهت تعمیق‌اش کوشش شود و اگر کسی بتواند برای من اثبات کند که باطل و غیرقابل قبول است، در آن صورت حق‌طلبی اقتضاء می‌کند که از سخنم برگردم و آن را پس بگیرم.

 

How can we increase our height?
27 شهریور 96 09:06
hello there and thank you for your information – I've certainly picked up
anything new from right here. I did however expertise a few technical issues using this
site, since I experienced to reload the site many times previous
to I could get it to load properly. I had been wondering if your hosting
is OK? Not that I'm complaining, but sluggish loading instances times will very
frequently affect your placement in google and can damage your high-quality
score if advertising and marketing with Adwords.
Anyway I am adding this RSS to my email and could look out for
much more of your respective intriguing content.
Make sure you update this again soon.
levinepttmeasgho.soup.io
13 تیر 96 12:32
I’m not that much of a online reader to be honest
but your sites really nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come back later on. Many thanks
free std testing clinics near me
4 تیر 96 21:38
قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن مناسب در آغاز آیا
نه نشستن بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط
برای while. من هنوز مشکل خود را با جهش در منطق و یک
خواهد را خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
که شما که می توانید انجام من خواهد مطمئنا بود تحت
تاثیر قرار داد.
Karma
25 اردیبهشت 96 20:13
Truly no matter if someone doesn't know then its up to other visitors that they will help, so here it occurs.
Leigh
25 اردیبهشت 96 10:59
Wonderful goods from you, man. I've understand your stuff previous to and
you're just extremely wonderful. I actually like what you have
acquired here, really like what you're saying and the way in which you say
it. You make it entertaining and you still take care of to keep it wise.
I cant wait to read much more from you. This is
really a wonderful website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان