تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - آیا زندگی اخلاقی عقلانی است؟
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آیا زندگی اخلاقی عقلانی است؟

 

آیا زندگی اخلاقی عقلانی است؟

انسان قرن حاضر به دلیل ظهور بسیاری از عواملی که هیچ کدام عینی و آبجکتیو نیستند ولی در عین حال زندگی انسان را سمت و سو می دهند،انسان درگیر نزاع درونی شده است که آرامش روانی و معنی زندگانی را از وی ستانده است.تسخیر طبیعت و رفاه مادی بیش از اندازه دست آورد این تمدن و پیشرفت است ،و همچنین از بین رفتن ارزش های عینی و حقیقی در جامعه مدرن ،آنچه که انسان را به آرامش و خشنودی می رساند فاقد ارزش نشان داده است.حال در چنین شرایطی؛آیا عقلانی است كه اخلاقی زندگی كنیم؟ مراد از این پرسش این است كه آیا زندگی اخلاقی به‌صرفه است؟ البته منظور از عقلانیت،‌ عقلانیت عملی است نه عقلانیت نظری. پس باید درصدد فهم عقلانیت عملی برآییم. به زبانی ساده، عقلانیت عملی بدین معناست كه هزینه اعمال فرد در زندگی از سود آن بیشتر نباشد.در این گفتار برآنیم تا نظرات استاد ملکیان را در این باب جویا شویم.

 

اگر شخص كاری را انجام دهد كه هزینه آن بیش از سودش باشد چنین كاری عرفا از عقلانیت عملی برخوردار نیست. بنابراین دو حالت بیشتر وجود ندارد تا عملی عقلانی محسوب شود: یا سود آن بیش از هزینه‌اش باشد (كه این حالت آرمانی است) و یا لااقل هزینه و سود با هم مساوی باشند، نه اینكه هزینه یك فعل بیش از سودش باشد. حال مسئله اصلی این است كه خود اخلاقی‌زیستن هم نوعی كار است و باید هزینه‌ای كه فرد برای زندگی اخلاقی می‌پردازد كمتر از سود آن باشد. بدین‌قرار هر عمل اخلاقی تابع همین حكم است. نه فقط هر عمل اخلاقی بلكه كل زندگی انسان اگر قرار است اخلاقی باشد، بایستی هزینه و سودی متناسب داشته باشد. واضح است كه بدون پرداخت هزینه نمی‌توان زندگی اخلاقی داشت. تجربه ثابت كرده است كه زندگی اخلاقی هزینه بالایی دارد، اما ببینیم سود چنین زندگی‌ای در چیست؟ كدام سود عاید اخلاقیان جهان شده است؟

محاسبه هزینه و سود زندگی اخلاقی البته وابسته به سه عامل است: الف- میزان وسعت اخلاقی‌زیستن: بدین معنا كه فرد تا چه محدوده‌ای پایبند به زندگی اخلاقی است.ب- میزان عمق اخلاقی‌زیستن: بدین معنا كه فرد تا چه میزان و اندازه خود را ملزم به رعایت اخلاقی‌زیستن می‌داند. ج- شبكه مناسبات و روابط اجتماعی: بدین معنا كه اخلاقی‌زیستن در چه ظرف جامعه‌ای صورت می‌گیرد.تغییر و تحول این سه عامل رابطه مستقیمی با میزان سود و هزینه زندگی اخلاقی دارد. اما اهمیت این بحث در آنجاست كه اگر سودی در اخلاقی‌زیستن وجود نداشته باشد برای افراد انسانی یك دو راهی تعیین‌كننده پدید می‌آید و آن عبارت است از اینكه یا فرد باید اخلاقی زندگی كند و قید همه چیز را بزند، یا عقلانی زندگی كند و حساب و كتاب سود و هزینه اعمال خویش را داشته باشد. پنج دیدگاه عمده درباره «‌سود اخلاقی‌زیستن» وجود دارد كه هر یك این سود را در معیارهای مختلفی می‌بینند:

1 دیدگاه اول كه بیشترین طرفدار را در طول تاریخ داشته است معتقد است كه هزینه‌های اخلاقی‌زیستن همه دنیوی است و سود آن همه اخروی. در این دنیا سودی برای زندگی اخلاقی متصور نیست و سود آن مربوط به دنیای دیگر پس از مرگ است. این دیدگاه همچنان كه می‌بینیم مبتنی بر سه پیش‌فرض است: الف) زندگی پس از مرگ وجود دارد، ب) زندگی آن دنیایی كاملا تحت تاثیر و تاثر‌پذیری از زندگی این دنیایی است، ج) سودی كه در آن دنیا نصیب اخلاقی‌زیستن می‌شود بیش از هزینه‌ای است كه در این دنیا می‌پردازیم. زیرا نه‌تنها باید به دنیای دیگر و تاثیر‌پذیری آن از این دنیا معتقد باشیم بلكه بایستی باور داشته باشیم سود آن دنیایی بیش از هزینه این دنیایی است تا بتوانیم قادر به زندگی اخلاقی باشیم. جملاتی همچون «‌الدنیا مزرعه‌الاخره» و یا «‌دنیا متجر و تجارت‌خانه است» همه متعلق به همین دیدگاه هستند.

2 در دیدگاه دوم فرد یا قائل به زندگی پس از مرگ نیست یا نسبت بدان ساكت است، یا منكر جهانی دیگر است یا در مقابل آن بی‌تفاوت و لاادری است. در این دیدگاه با وجود اینكه فرد منكر زندگی پس از مرگ است، اما معتقد است زندگی اخلاقی منجر به سودی می‌شود بیش از هزینه‌ای كه می‌پردازد. اخلاقی‌زیستن از منظر قائلان به این دیدگاه یك سلسله سودهای «فردی» متحقق در جامعه را عائد فرد می‌كند. سودهای فردی كه در عرصه جامعه به منصه ظهور می‌رسند «‌مطلوب‌های اجتماعی» نامیده می‌شوند و عبارتند از: ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت، محبوبیت. اگرچه فرد با اخلاقی‌زیستن هزینه می‌پردازد اما از همین طریق به مطلوب‌های فردی متحقق در ظرف جامعه می‌رسد. خام‌ترین نظریه در میان نظریات پنج‌گانه سود زندگی اخلاقی همین نظریه است، چراكه درست به عكس این شش مطلوب اجتماعی همه هزینه‌های زندگی اخلاقی هستند نه سودهای آن. از طرف دیگر تاریخ به ما نشان داده كه برای اخلاقی‌زیستن باید از قدرت، ثروت، شهرت و... گذشت و كسی كه به زندگی اخلاقی تن می‌دهد چنین ویژگی‌هایی را از دست می‌دهد. این نگاهی است كه در گلستان و بوستان سعدی نیز با عنوان «‌نیك‌نامی» به چشم می‌خورد.

3 دیدگاه سوم معتقد است سود اخلاقی‌زیستن سودی «اجتماعی» است كه در ظرف جامعه متحقق می‌شود. بدین معنا كه با رعایت زندگی اخلاقی جامعه دارای پنج ویژگی می‌شود كه بدون اخلاقی‌زیستن كسب آنها ممكن نیست: نظم، امنیت، رفاه، عدالت، و آزادی. این راه‌حل هم موفق نیست و ضعف‌هایی در آن به چشم می‌خورد، از جمله:

الف) این ویژگی‌ها زمانی در یك جامعه تبلور می‌یابد كه تك‌تك افراد آن جامعه اخلاقی زندگی كنند نه فقط بخش كوچكی از جامعه. پس با گونه‌ای «‌همه یا هیچ» در این نظریه روبه‌روییم.

ب) با فرض اینكه همه افراد یك اجتماع اخلاقی زندگی كنند، سود ویژگی‌های مذكور عاید آیندگان و نسل‌های بعدی می‌شود، لذا باز هم چیزی نصیب فرد نمی‌شود.

ج) اساسا پیش‌فرض این دیدگاه مورد شك و تردید است، چراكه برای رسیدن جامعه به نظم، امنیت، رفاه، عدالت، و آزادی اخلاقی‌زیستن شرط لازم است اما شرط كافی نیست. اگر همه افراد جامعه نیز اخلاقی زندگی كنند نمی‌توان به كسب این ویژگی‌ها مطمئن بود.
4 در این دیدگاه سود اخلاقی‌زیستن امری فردی است. اگر كسی اخلاقی زندگی كند درون خود آرامش خاطر و نشاط درونی می‌یابد، اگرچه ممكن است به لحاظ بیرونی در جامعه چیزی عایدش نشود. پس اخلاقی‌زیستن با یك سلسله «مطلوب‌های روان‌شناختی‌» همراه است كه عبارتند از: آرامش، امیدواری، احساس معناداری و عدم‌نزاع درونی. تعبیری كه حضرت عیسی در این‌باره می‌گوید بدین مضمون است كه «‌آنكه اخلاقی زندگی نمی‌كند درون خود را تقسیم می‌كند.» یعنی همواره یك سوی وجود فرد با سوی دیگر نزاع و درگیری دارد و شخص «تجزیه درونی» می‌شود. اگر بخواهیم در بیان قرآنی برای تجزیه درونی معادل بیابیم می‌توانیم از «‌نفس لوامه» نام ببریم؛ نفس لوامه یا سرزنش‌گر كه همواره درون انسان را به دو بخش تقسیم می‌كند و او را از بابت انجام عملی ملامت می‌كند. این دیدگاه، كه خود من هم زمانی بدان گرایش داشتم، نیز قابل دفاع نیست زیرا:
اولا پس از تكرار مكرر عمل غیر‌اخلاقی چنین حالت درونی‌ای از بین می‌رود. تنها تا مدت‌زمان كوتاهی نفس لوامه انسان بیدار است و پس از گذشت زمان همین نفس نیز خاموش می‌شود. حتی گاهی تشخیص اخلاقی فرد از بین می‌رود. لذا وجدان اخلاقی «‌زنده بودن» و «فعال بودن» خود را از دست می‌دهد.

ثانیا آیا این مطلوب‌های روان‌شناختی محصول خود فعل اخلاقی است یا نتیجه آموزه‌های قبلی كه فعل اخلاقی را توصیه كرده‌اند؟ برای مثال آیا خود راست گفتن برای شخص آرامش می‌آورد یا راست گفتن، وقتی معتقدیم باید راست گفت؟

ثالثا تجربه تاریخی نشان می‌دهد كه اتفاقا آنها كه در جهان اخلاقی زیسته‌اند نیز چندان از آرامش و نشاط بهره‌مند نبوده‌اند. توصیفی از علی(ع) در نهج‌البلاغه هست كه می‌گوید وی شب‌ها هنگام خواب مرتب از این پهلو به آن پهلو می‌شد، یا در قرآن عبارتی درباره پیامبر وجود دارد كه «‌لعلك باخع علی نفسك». این توصیف‌ها مربوط به كسی است كه همواره از زندگی اخلاقی برخوردار بوده است. بنابراین تجربه تاریخی نیز عكس این نظریه را نشان می‌دهد.

5 تفاوت این دیدگاه با دیگر دیدگاه‌ها در این است كه در نظریات قبلی اخلاقی‌زیستن نردبانی است برای رسیدن به چیز دیگری. در همه چهار نظریه قبلی زندگی اخلاقی ابزار و وسیله‌ای بود برای رسیدن به یك هدف؛ حال چه این هدف مطلوب‌های اجتماعی باشد، یا مطلوب‌های روان‌شناختی، یا سودِ آن‌جهانی. در نتیجه اخلاقی‌زیستن در نظریات قبلی مطلوب لغیره بود نه مطلوب لذاته [ارسطو برای مطلوب ذاتی «رقص» را مثال می‌زند].

در حالی‌كه در این دیدگاه نفس اخلاقی‌زیستن جذاب و لذتبخش است. برای مثال راست گفتن ابزار و آلتی نیست برای غایتی دیگر همچون سود فردی و اجتماعی. از این منظر هیچیك از نظریات مذكور شیفته خود خوبی اخلاقی نیستند بلكه درصدد رسیدن به مطلوب دیگری هستند اما این دیدگاه بر «عشق به خوبی» تاكید می‌كند هر چند در آن سودی نباشد. این دیدگاه، دیدگاه افلاطونی است. افلاطون متعلق عشق را سه چیز می‌داند: الف) حقیقت: كه عاشقان آن همان «‌فیلسوفان»‌اند. ب) خیر: كه عاشقان آن «‌اخلاقیان‌»‌اند. ج) جمال: كه دوستداران آن همان «‌شاعران» و «عشاق‌»‌اند.

یكی از اصلی‌ترین چهره‌های این دیدگاه در زمانه ما «‌سیمون وی»‌ است كه نظریه افلاطون را از نو احیا كرد. سیمون وی این دیدگاه را با یك تلقی الهیاتی می‌آمیزد و معتقد است خدا دنیا را چنان نیافریده كه فرد پاداش اخلاقی‌زیستن را در همین دنیا بگیرد. بدین‌ترتیب صرف پرسش «‌چرا باید اخلاقی زندگی كنم؟» به معنای وداع و خداحافظی با زندگی اخلاقی است. تنها زمانی می‌توان به اخلاقی‌زیستن امید بست كه آن را ابزار و وسیله تلقی نكنیم. عقلانیت اخلاقی‌زیستن در خود اخلاقی‌زیستن است.
گزارش ایسنا از این سخنرانی مصطفی ملکیان درباره زندگی اخلاقی:
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) وی در باب عقلانیت گفت: در این بحث، مراد، عقلانیت عملی در برابر عقلانیت نظری است.
وی با طرح این سوال كه عقلانیت عملی در اخلاقی زیستن یعنی چه؟ گفت: به زبان ساده یعنی هر كاری كه من در زندگی به عنوان یك فرد انسانی انجام می‌دهم هزینه‌اش نباید بیشتر از سودش باشد و یا آن‌كه هزینه‌اش مساوی با سود آن باشد و نه بیشتر. در این صورت جای این سوال است كه اخلاقی زیستن كاری است كه ما آن را انجام می‌دهیم و در این‌باره هزینه‌ی آن نباید بیشتر از سود آن باشد. از این رو به طور كلی هر عمل اخلاقی این حكم را خواهد داشت.وی ادامه داد: اگر كل زندگی من بخواهد اخلاقی باشد نیز باید در این چارچوب قرار گیرد.

این استاد دانشگاه با طرح این سوال كه اگر واقعا اخلاقی زیستن می‌خواهد عقلانی باشد آن‌وقت هزینه‌ی اخلاقی زیستن واضح است اما سود آن به كجا می‌رود؟ گفت: همه‌ی كسانی كه اخلاقی زندگی می‌كنند متناسب با وسعت اخلاقی زندگی كردن، عمق آن و جامعه‌ای كه در آن زندگی می‌كنند هزینه می‌پردازند و به طور كلی هیچ اخلاقی زیستنی بدون هزینه متصور نیست.
وی با اشاره به این‌كه هزینه‌ی اخلاقی زیستن به عواملی مثل میزان وسعت، عمق آن و این‌كه در چه شبكه‌ای از مناسبات اجتماعی صورت می‌گیرد بستگی دارد، افزود: اگر سودی از اخلاقی زیستن نبریم یعنی اخلاقی زیستن خلاف عقلانی زیستن است و بالعكس.
ملكیان در ادامه به پنج دیدگاه مشخص برای سود اخلاقی زیستن اشاره و تصریح كرد كه از این پنج دیدگاه، شخصا دیدگاه مشخصی نیست كه آن را قبول داشته باشم اما شما می‌توانید بر اساس دیدگاه‌های خودتان به یكی از این پنج دیدگاه نزدیك شوید.
این استاد دانشگاه در بیان دیدگاه اول گفت: هزینه‌های اخلاقی زیستن همه دنیوی است و از سویی سود آن اخروی، یعنی پس از مرگ سود آن به ما می‌رسد و تا قبل از آن‌كه آخرین نفس را بكشیم باید هزینه بپردازیم و بعد از آن‌كه وارد دنیای پس از مرگ شدیم با هر مذهبی كه داشته باشیم آهسته آهسته سود اخلاقی زیستن را دریافت می‌كنیم.
وی گفت: در این دیدگاه تصور من بر این است كه اولا زندگی پس از مرگ وجود دارد، دوما كم و كیف آن تحت تاثیر زندگی دنیوی‌مان است و سوما سود این زندگی در دنیای اخروی بیشتر از هزینه‌ای است كه در دنیا می‌پردازیم. بنابراین اخلاقی زیستن در این دیدگاه همان عقلانی زیستن است.
ملكیان با اشاره به مصادیقی در این‌باره به مصادیقی از امام علی (ع) اشاره كرد و گفت: «در دنیا عمل هست اما محاسبه‌ای نیست و در آخرت عمل نیست اما محاسبه هست» و یا همان مثالی كه همیشه می‌شنویم كه می‌گویند این دنیا مزرعه است و در آخرت از آن برداشت خواهیم كرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به دیدگاه دوم تصریح كرد: این دیدگاه بر این تصور است كه زندگی آن جهان در كار نیست و یا شك داریم به آن. اما با وجود این شك، اخلاقی زندگی می‌كنیم و این زندگی سود هم دارد و سود آن یك سلسله سودهای فردی متحقق در ظرف جامعه است. سودی كه به خود فرد بازمی‌گردد اما در ظرف اجتماعی همین دنیا.
وی گفت: در این دیدگاه مطلوب‌های اجتماعی كه فردی‌اند، اما در ظرف جامعه محقق می‌شوند مورد نظر است. مطلوب‌هایی از جمله ثروت، قدرت، جاه و مقام، حیثیت اجتماعی، شهرت و محبوبیت اجتماعی.
ملكیان ادامه داد: در این دیدگاه، اخلاقی زندگی كردن هزینه دارد اما سودش در همین دنیا به ما می‌رسد. یعنی از درستكار بودن و دروغگو نبودن به شهرت و محبوبیت اجتماعی و كسب جاه و مقام می‌رسیم.
وی با بیان این‌كه این دیدگاه به نظر من خام است، گفت: اتفاقا مطلوب‌های اجتماعی كه در بالا گفته شد هزینه‌های اخلاقی زیستن هستند.این استاد دانشگاه ادامه داد: علی (ع) اخلاقی زندگی می‌كرد، اما از این نوع مطلوب‌های اجتماعی بی‌بهره بود. علی (ع) می‌گفت خدایا من از این مردم دلتنگم، این مردم هم از من دلتنگ و دلزده هستند. از این رو خیلی از افراد هستند كه به خاطر اخلاقی زندگی كردن آبرویشان را از دست می‌دهند و یا در سختی زندگی می‌كنند.ملكیان در بیان دیدگاه سوم با اشاره به این‌كه در این دیدگاه سود اخلاقی زیستن، فردی نیست كه در ظرف جامعه محقق شود، گفت: اگر همه در این دیدگاه اخلاقی در یك جامعه زندگی كنند دارای نظم، امنیت، رفاه، عدالت و آزادی است. صاحب این عوامل، اجتماع است نه فرد.وی با بیان این‌كه این دیدگاه هم موفق نیست، تصریح كرد: اولا وقتی همه اخلاقی زندگی كنیم این‌گونه به سود اجتماعی می‌رسیم، اما اگر 90 درصد جامعه اخلاقی زندگی نكردند، با اخلاقی زندگی كردن گروه كوچكی از این جامعه، عواملی مثل رفاه، امنیت و ... به دست نمی‌آید و یك نوع همه یا هیچ در این دیدگاه وجود دارد كه ایراد بزرگ این نظریه است.
این استاد دانشگاه افزود: فرض كنیم همه در این جامعه اخلاقی زندگی كنند اما خیلی وقت‌ها هست كه سود این زندگی به نسل‌های بعد می‌رسد، نه نسل فعلی؛ در حالی كه من كه اكنون زندگی می‌كنم می‌خواهم سود این زندگی را ببرم. هم‌چنین برای این‌كه جامعه‌ای به نظم، امنیت، رفاه، عدالت و آزادی برسد، اخلاقی زیستن همه‌ی شهروندان شرط لازم است، نه كافی.ملكیان دیدگاه چهارم را متفاوت از دیدگاه‌های قبلی دانست و گفت: اخلاقی زندگی كردن در این دیدگاه سودش درونی است. یعنی از این نوع زندگی به شادی و آرامش می‌رسیم (مطلوب‌های روان‌شناختی) همان چیزی كه حضرت عیسی (ع) از آن به صلح درون تعبیر می‌كرد مبنی بر این‌كه كسی كه اخلاقی زندگی نمی‌كند درون خودش را میان تمایلات مختلف تقسیم می‌كند و قرآن از آن به نفس لوامه تعبیر می‌كند كه این نفس با انجام كارهای بد و ناپسند شروع به ملامت وجدان آدمی می‌كند.
وی با انتقاد از این دیدگاه نیز تصریح كرد: این دیدگاه هم قابل دفاع نیست، چون وقتی دروغ می‌گوییم آرامش درون از دست می‌رود اما این مساله درباره‌ی دروغ اول تا نهایت دروغ پنج هزارم است، اما از آن به بعد با دروغ گفتن دیگر آرامش از بین نمی‌رود و به امری عادی تبدیل می‌شود. به نوعی نفس لوامه تا یك جایی بیدار است اما از جایی دیگر خاموش می‌شود و می‌میرد.ملكیان با اشاره به سخنرانی پیامبر اسلام (ص) پس از فتح مكه و در حالی كه به دیوار كعبه تكیه داده بود، گفت: پیامبر در این سخنرانی به مردم گفت امر به معروف و نهی از منكر كنید، چون حیات شما به آن است و زمانی خواهد آمد كه مردم امر به معروف و نهی از منكر نمی‌كنند. در این میان سلمان گفت واقعا این اتفاق می‌افتد كه امر به معروف صورت نگیرد؟ پیامبر گفت بله اتفاق می‌افتد و بدتر از آن هم اتفاق می‌افتد، سلمان گفت بدتر از آن دیگر چیست؟ پیامبر گفت بدتر از آن این است كه مردم نه تنها امر به معروف نمی‌كنند بلكه امر به منكر می‌كنند و نهی از معروف، و بدتر از این هم اتفاق می‌افتد یعنی زمانی می‌رسد كه مردم منكر را معروف می‌بینند و از این نظر به آن امر می‌كنند و معروف را منكر می‌بینند و از آن نظر به آن امر می‌كنند.وی ادامه داد: یعنی آرام آرام كار زشت را خوب می‌بینند و بالعكس. یعنی به جایی می‌رسد كه وجدان اخلاقی می‌تواند زنده بودن و فعال بودن خود را از دست بدهد و مردم آرام آرام تشخیص خود میان خوب و بد را از دست می‌دهند.
این استاد دانشگاه تاكید كرد: آن‌چه باید برای ما مهم باشد این است كه نفس راست گفتن و دروغ نگفتن ایجاد آرامش برای ما كند، نه آن‌كه به صرف این‌كه به ما گفته‌اند دروغ گفتن بد است و راست گفتن خوب، ما به این مساله بپردازیم و از آن احساس آرامش كنیم. البته آرامش در این سطح خوب است اما مطلوب واقعی نیست. اگر اعتقاداتمان را برای راست گفتن و دروغ نگفتن از دست بدهیم دیگر احساس آرامش نخواهیم داشت.
ملكیان گفت: از این روست كه اخلاق‌گراهایی مثل علی (ع) هم گاهی آرامش ندارند. حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌گوید شب‌ها از این پهلو به آن پهلو می‌شوم و این به خاطر حساسیت بالایی است كه وی به مسایل اخلاقی دارد. این در حالی است كه من معتقدم در همان شبی كه علی (ع) آرامش ندارد معاویه آسوده خوابیده است.وی با اشاره به دیدگاه پنجم تصریح كرد: چهار دیدگاه قبلی در این‌كه اخلاقی زیستن نردبانی است كه می‌توان از آن به چیزهای دیگر رسید وجه مشترك دارند. چیزهایی از قبیل بهشت، قدرت و ثروت، نظم و امنیت، و آرامش و شادی. دیدگاه‌های قبلی به اخلاقی زیستن نگاه ابزاری دارند اما دیدگاه آخر معتقد است كه خود اخلاقی زیستن موضوع جذابی است. اساسا فرد از راست گفتن لذت می‌برد. در این دیدگاه فرد عاشق خود خوبی می‌شود كه البته دیدگاهی افلاطونی هست. این دیدگاه معتقد است می‌خواهم خوب باشم ولو آن‌كه هزینه داشته باشد و حتی سودهایش تبدیل به هزینه شود. در این دیدگاه سه چیز خوب است؛ حقیقت كه فیلسوفان به آن معتقدند. خیر كه اخلاقیون به آن معتقدند و جمال كه شاعران و عاشقان به آن معتقدند.
این استاد دانشگاه گفت: اگر كسی به شما مراجعه كرد و پرسید كه چرا باید اخلاقی زندگی كنیم و عقلانیت آن در چیست؟ بدانید كه می‌خواهد با اخلاق خداحافظی كند، نه آن‌كه به قلمرو اخلاق وارد شویم.

How do I stretch my Achilles tendon?
16 مرداد 96 16:28
I have read a few excellent stuff here. Certainly worth bookmarking for revisiting.

I wonder how much effort you place to create this kind of fantastic informative website.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان