تبلیغات
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب - آبراهام مزلو و خودشکوفائی قسمت دوم
فلسفه اخلاق،روانشناسی اخلاق،انسانشناسی،فلسفه غرب
مجتهد شبستری؛«بیایید عقلانی و اخلاقی زیست کنیم.» کانت؛«در بکار گیری فهم خود شهامت داشته باش!»

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آبراهام مزلو و خودشکوفائی قسمت دوم

 

افراد خودشكوفا این توانایى را دارند كه بارها وقایع و رویدادها را تجربه كنند. آن‏ها تجربه‏هاى اساسى زندگى را دوست دارند و از زیبایى‏شان خسته نمى‏شوند. براى نمونه، آن‏ها به یك گُل قاصدك زیبا در روز بهارىِ با طراوت نگاه مى‏كنند. (بقیّه ما واقعا میل داریم كه آن گُل در چمن همسایه‏مان رشد كند.) این تازگى تقدیر و تحسین حتى به موقعیت كارى هم مى‏تواند توسعه یابد تا این‏كه آن‏ها بتوانند علاوه بر كار كردن یك خوشى و زیبایى [هم] پیدا كنند، كشفشان از زیبایى در اشیاى ساده در دل‏بستگى آن به دنیا، غالبا ساده و بى‏آلایش و بچگانه است. با وجود این، مزلو خاطرنشان كرده است كه این احساسات شدید و پرشور، كه توسط افراد خودشكوفا تجربه شده، همیشه پیش نمى‏آیند، بلكه گاهى اتفاق مى‏افتند. افراد خودشكوفا گاهى داراى تجربیاتى مى‏شوند كه بهترین توصیف آن، عرفان یا عمیق شدن در طبیعت است كه در اصطلاح به آن «تجربه‏هاى اوج» مى‏گویند. مزلو بر این باور بود كه بیش‏تر افراد داراى تجربه‏هاى اوج هستند، اما افراد خودشكوفا آن را بیش‏تر اوقات با خود دارند.

به نظر مى‏رسد كه تجربه‏هاى اوج شامل فقدان آنى خود یا تعالى خود هستند. در نتیجه، در جریان این تجربه، یكى فقط احساس مى‏كند، بدون این‏كه احساساتش را به خودپنداره خودش نسبت دهد. در طول تجربه اوج، افراد داراى احساساتى مبنى بر گشوده شدن افق‏هایى نامحدود در برابر دیدگانشان، احساس همزمان قدرتمندى و ضعف، فقدان تطابق با زمان و مكان و احساس شدید وَجْد و جذبه هستند. به علاوه، تجربه اوج معمولاً به این اعتقاد رهنمون مى‏شود كه چیزى بسیار مهم و با ارزش اتفاق افتاده است كه تأثیر بزرگى بر روى رفتار آتى فرد خواهد گذاشت.

مزلو خاطرنشان كرده است كه تجربه «اوج» واكنش شدیدى را به وسیله موقعیت‏هاى معیّن نمایان مى‏سازد. براى مثال، آزمودنى‏هاى او نشان دادند كه تجربه اوج گاهى به وسیله اوج لذت جنسى یا حتى موسیقى سنّتى، مى‏تواند واكنش شدیدى را نمایان سازد. مزلو دریافت كه تجربه اوج براى والدین، گاهى در ارتباط با مشاهده تولّد كودك‏شان مى‏باشد. با وجود این‏كه تجربه اوج ممكن است به عنوان نتیجه موقعیّت معینى، معمولى‏تر باشد، ظاهرا آن‏ها مى‏توانند تقریبا در هر موقعیتى اتفاق بیفتند.

تشخیص بین وسایل و اهداف (22)

افراد خودشكوفا علاقه‏مند به اهدافى هستند كه با آن سر و كار دارند، اما در بسیارى از موارد، راهى كه در اهداف دنبال مى‏شود، خود یك هدف مى‏شود. افراد خودشكوفا، هم از خود عمل و هم از محصول عمل، راضى و خشنود هستند.

مزلو دریافت كه بیش‏تر افراد شكوفا شده، كه او مطالعه كرده است، مى‏توانند به عنوان افراد مذهبى و خداجو توصیف گردند، گرچه آن‏ها از یك جهت مذهبىِ رسمى نیستند. از بین افرادى كه او مطالعه كرده است، تنها یك فرد خودش را به عنوان ملحد و منكر خدا توصیف كرد. براى اشخاص خودشكوفا، تشخیص بین وسایل و اهداف به طور عمده در ارتباط با اخلاق شخصى و اعتقادات محكم مذهبى و دینى مى‏باشد.

بنابراین، افراد خودشكوفا افراد متمایز و جدایى هستند. آن‏ها بر نیازهاى كمبود تسلّط دارند و به وسیله آنچه مزلو «انگیزش رشد» (23) نامیده، برانگیخته مى‏شوند. چنین افرادى درصدد حلّ مسائل بیرون از خودشان هستند و نیز درصدد رسیدن به راستى و حقیقت، زیبایى، عدالت و ارزش‏هاى والاى دیگر مى‏باشند.

مزلو در نوشته‏هاى اخیرش (1971) به این نتیجه رسید كه افراد خودشكوفا به طور واقعى دو نوع هستند كه نسبت به تجربه اوج از هم متفاوتند. بعضى از افراد خودشكوفا داراى تجارب اوج كم‏ترى هستند، در حالى‏كه بعض دیگر اغلب داراى تجارب اوج مى‏باشند. اشخاص خودشكوفایى كه اوج را تجربه مى‏كنند، افراد «متعالى» یا «اوجگرا» (24) نامیده مى‏شوند و آن‏ها كه این‏گونه نیستند «غیرمتعالى» یا «غیر اوجگرا» (25) نامیده مى‏شوند. هم افراد اوجگرا و هم غیر اوجگرا بجز در كثرت وقوع تجارب اوج، در تمام ویژگى‏هاى افراد خودشكوفا سهیم هستند.

مزلو در توصیف دو نوع افراد خودشكوفا اظهار مى‏دارد كه خودشكوفایى داراى دو سطح مى‏باشد. افراد خودشكوفاى متعالى احتمالاً به نظر مى‏رسد كه خودشكوفاتر از افراد غیرمتعالى باشند. براى مثال، تجارب اوج براى افراد متعالى، مهم‏ترین جنبه زندگیشان مى‏باشد. آن‏ها آگاهانه‏تر به وسیله «ارزش‏هاى بودن» (26) برانگیخته مى‏شوند و آن‏ها فكر مى‏كنند و صحبت مى‏كنند، با زبانى كه علاقه‏مند به صداقت، حقیقت، زیبایى و كمال مى‏باشند. افراد متعالى به طور كامل‏ترى تمام چیزها را مقدس و محترم مى‏بینند و به احتمال زیاد، آن‏ها به غایت مذهبى هستند. آن‏ها همچنین نگرششان به دنیا از افراد غیرمتعالى، كلّى‏نگرتر مى‏باشد و احتمال بیش‏ترى دارد كه حرمتشان توسط دیگران نگه داشته شود. به طور جالب توجّهى، مزلو بر این باور بود كه افراد متعالى ممكن است نسبت به افراد غیرمتعالى كم‏تر خرسند و خوشحال باشند. او اظهار عقیده كرد كه این امر به دلیل این است كه توانایى آن‏ها براى دیدن نادانى و حماقت مردم به نحو روشن‏ترى مى‏باشد و تجربه نوعى رنج و غم بسیار عظیم نسبت به عجز و ناتوانى و شكست دیگران را با خود دارند.

نقد و بررسى بعضى از نظریات مزلو

به نظریه انگیزشى ابراهام مزلو انتقادهایى را وارد ساختند كه در این‏جا پس از مطرح كردن انتقادها به بررسى آن‏ها مى‏پردازیم:

1. پیش از مزلو نیز تمركز مطالعات روان‏شناسى و نظریه‏هاى شخصیّت بر اشخاص نابهنجار و مریض استوار بود و دانشى كه از این راه حاصل مى‏شد به نیمى از حیطه روان‏شناسى انسانى، آن هم نیم تاریك‏تر و پایین‏تر آن محدود مى‏شد. بدیهى است وقتى روان‏شناسان منحصرا به مطالعه افراد نوروتیك و معلول روانى بپردازند، یك روان‏شناسى ناقص عاید مى‏شود و اصول آن قابل گسترش و تعمیم به همه انسان‏ها نیست (حدّ افراط). در نظریه انگیزشى مزلو هم كه تمركز و توجه اساسى روى انسان‏هاى كامل و خودشكوفا است، اصول و دانشى كه از این راه حاصل مى‏شود نیز قابل تعمیم و گسترش به همه انسان‏ها نمى‏باشد (حدّ تفریط).

به نظر مى‏رسد كه این انتقاد به نظریه مزلو وارد نباشد؛ چرا كه مى‏توان پاسخ داد معیارها و ویژگى‏هایى را كه مزلو براى افراد و خودشكوفا مطرح مى‏كند در حدّ نازل‏تر براى انسان‏هاى متوسط هم جارى مى‏شود. اما معیارهایى كه بر رفتار و گفتار و اندیشه افراد نابهنجار و مریض حاكم است، به انسان‏هاى بهنجار متوسط، قابل حمل نمى‏باشد.

براى اثبات این ادّعا، مؤیداتى در منابع دینى خود ما نیز وجود دارد؛ آن‏جا كه حضرت على علیه‏السلام را به عنوان «میزان الاعمال» انسان‏ها معرفى مى‏كند. یعنى رفتار و گفتار و اندیشه انسان‏هاى عادى و متوسط با رفتار و گفتار و اندیشه حضرت على علیه‏السلام به عنوان انسان كامل در یك ترازو قرار مى‏گیرد و سنجیده مى‏شود و بعد هم پاداش و كیفر به آن تعلّق مى‏گیرد.

2. همان‏گونه كه در متن ملاحظه شد، مزلو نیازهاى انسان را دسته‏بندى مى‏كند و بین آن‏ها رابطه طولى قایل مى‏شود. وى عقیده داشت زمانى نوبت به نیازهاى بالاتر مى‏رسد كه تا اندازه‏اى نیاز پایین‏تر تأمین شده باشد.

به نظر مى‏رسد مطلب یادشده درباره غالب افراد معمولى درست است، ولى داراى كلیّت نیست و بستگى به آن دارد كه شخص چگونه و چه مقدار با نیازهاى خود كار كرده و روى آن‏ها ارزش‏گذارى كرده است؛ از این‏رو، ممكن است فردى واقعا از نظر نیازهاى تنكردشناختى و جسمانى خود سخت تحت فشار باشد، ولى برخى نیازها و انگیزه‏ها براى او با اهمیت‏تر و ارزشمندتر باشند و ارضاى آن‏ها را بر ارضاى نیازهاى پایین‏تر ترجیح دهد. ما نمونه این حقیقت را در فرهنگ خود، چه در گذشته و چه در حال، بسیار تجربه كرده‏ایم؛ مثلاً گفته‏اند: «شكم از طعام خالى دار تا در آن نور معرفت بینى.»

3. مزلو معتقد بود كه انسان‏ها ذاتا خوب هستند و بد نمى‏باشند. برخى به این سخن مزلو اشكال گرفتند و گفتند: به نظر مى‏رسد خوبى و بدى آدمى مربوط به رفتارهاى ارادى و اختیارى اوست كه با گزینش و اختیار خود انسان رقم مى‏خورد، هرچند كه در انسان میل به كمال وجود دارد و مى‏تواند به كمالات عالى دست یابد.

ولى باید توجه داشت كه با مراجعه به منابع دینى‏مان مى‏توان به این نتیجه رسید كه اشكال مزبور وارد نیست؛ چرا كه در منابع دینى ما هم انسان‏ها ذاتا خوب معرفى شده‏اند. براى مثال، در روایتى آمده است: «كلُّ مولودٍ یولَدُ على الفطرة حتّى یكون ابواهُ یهوّدانه و ینصّرانِهِ و یُمَجِّسانه»؛ (27) هر بچه‏اى كه به دنیا مى‏آید بر فطرت توحید و خداشناسى است تا این‏كه پدر و مادرش او را یهودى و مسیحى و مجوسى كند.»

از این حدیث شریف مى‏توان این نتیجه را گرفت كه چون فطرت هر بچه‏اى كه متولّد مى‏شود فطرت الهى است، بنابراین، انسان‏ها ذاتا خوب هستند و پلید و بد نمى‏باشند و این تأثیرات محیط خانوادگى و اجتماعى و در نهایت، اختیار و پذیرش خود فرد است كه او را از جاده مستقیم هدایت به جاده انحرافى گمراهى و ضلالت مى‏كشاند و او پلید و بد مى‏شود.

4. مزلو درباره افراد خودشكوفا و ویژگى‏هاى آن‏ها صحبت كرده و نیز درباره افراد متعالى و اوج‏گرا كه بزرگ‏ترین و بهترین مردان در تاریخ بشریت هستند سخن به میان آورده است، اما درباره انبیا و اولیاى الهى كه متعالى‏ترین انسان‏ها هستند و به بالاترین تجارب عرفانى نایل آمدند، سخنى به میان نیاورده است.

به نظر مى‏رسد این اشكال، اشكالى بجا به مزلو و نظریه وى مى‏باشد.

 

*. Petri, L. Herbert, MOTIVATION, Theory, Research, and Applications (Towson State University, Baltimore, Maryland), THIRD EDITION .

1. Self- Actualization .

2. Freud,S .

3. hierarchy of needs .

4. Physiological needs .

5. safety needs .

6. love or belongingness needs .

7. esteem needs .

8. deprivation motivation .

9. being needs .

10. B- motivation .

11. metamotivation .

12. Goble .

13. characterisitics of the self- actualized person .

14. lowry .

15. lincoln, A .

16. Jefferson, T .

17. problem centering .

18. continued freshness of appreciation .

19. mystic experience or oceanic feeling .

20. peak experiences .

21. means and ends .

22. growth motivation .

23. transcender or peaker .

24. nontranscender or nonpeaker .

25. B.- values .

26ـ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 2، ص 88.

Melodee
25 اردیبهشت 96 09:54
Hello would you mind sharing which blog platform you're working with?

I'm planning to start my own blog soon but I'm having
a hard time selecting between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems different then most blogs
and I'm looking for something unique. P.S Sorry for getting off-topic but I had
to ask!
manicure
23 فروردین 96 03:36
Good day! I know this is kinda off topic but I was wondering if you knew where I could
get a captcha plugin for my comment form? I'm using the same blog
platform as yours and I'm having difficulty finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

با سلام
مطالب این وبلاگ صرفاً نوشته هائی در زمینه فلسفه اخلاق می باشند و تلاش شده است تا از دست نوشته های شخصی و مقالاتی که در سایت های دیگر ارائه شده اند استفاده شود تا اخلاق را با نگاهی فلسفی بیان سازیم.روانشناسی،انسان شناسی و فلسفه،علومی می باشند که فلسفه اخلاق از آنها تغذیه می نماید و ما به این دلیل به این مطالب در این وبلاگ خواهیم پرداخت.در نهایت ما برآنیم که به روشنگری اخلاقی در جامعه بپردازیم در حد وسع ناچیز خودمان و در این راستا خواننده محترم را از هر گونه برداشت سیاسی و حزبی نهی میکنیم.
با تشکر مدیریت وبلاگ
مدیر وبلاگ : حسین شعبانی اردهالی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان